مرتضى مطهرى
262
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
--> امتناع تصورى نمىداشتيم نمىتوانستيم فكر كنيم و نمىتوانستيم علم داشته باشيم . - و اينها چيزهايى هم نيست كه به اين صورت ما بازاء خارجى داشته باشد . استاد : بله ، ما بازاء خارجى به طورى كه بگوييم آقا من اين ضرورت را به چشم خودم ديدم ، به گوشم شنيدم ، با لامسهام لمس كردم ، ندارد . در عين حال اينها را هم ذهن از همانهايى كه به طور مستقيم از حس گرفتهايد انتزاع كرده است . حالا اينكه كيفيت انتزاعش چيست ، قدمهايى كه در اين راه برداشته شده است فقط همان قدمهايى است كه اصول فلسفه برداشته است و فلاسفه هم كمتر بحث كردهاند ، ولى به هر حال اينها از نظر فلاسفه مفاهيم انتزاعى است . - اين همان « من فقد حسا فقد علما » است . استاد : اين حرف درست است . - اگر تمام حواس از كسى مسلوب بشود ديگر تعقل هم نمىتواند بكند . استاد : ديگر هيچ چيز نيست ؛ بله ، اگر تمام حواس را از انسان بگيرند قدرت تعقل هم از او گرفته مىشود . منتها قهرا حواس درونى انسان بجاى خود باقى است . اگر ما انسان را همان انسان معلق در فضاى بوعلى فرض كنيم يعنى حتى حواس درونىاش را هم از او بگيريم كه نه احساس درد بكند ، نه احساس لذت بكند ، نه احساس ترس بكند ، اين ديگر فكر نمىتواند بكند . او خودش را درك مىكند ولى اصلا نمىتواند فكر كند . - بر عكس هم هست . به قول لايب نيتس و كانت ، ذهن هم اگر نباشد باز انسان نمىتواند فكر كند . استاد : مىدانم كه اگر ذهن نباشد انسان نمىتواند فكر كند ؛ ما مىگوييم ذهن اگر نباشد انسان نمىتواند فكر كند ، ولى از اين جهت است كه ذهن عامل فكر كننده است . - يعنى يك چيزى هست . استاد : نه ، ذهن به عنوان اينكه عامل فكر كننده است يا به عنوان اينكه قسمتى از سرمايههاى فكر را از خود خلق مىكند . حرف كانت و امثال كانت اين است كه ذهن قسمتى از سرمايههاى فكرى را ابتدا به ساكن از خود مىآفريند . مثلا در خارج اصلا اثرى از زمان و مكان نيست . - حالا درست است كه از بحث يك مقدارى دور افتادهايم ولى اينجا من اين سؤال را از حضورتان بپرسم كه وقتى مىفرماييد ذهن مفاهيمى مثل ضرورت و امتناع و ساير چيزها را در عين حال كه در خارج ما بازاء به اين صورت ندارند از خودش مىآفريند ، سؤالى كه اينجا پيش مىآيد اين است كه پس ديگر مطابقت در علم چه مىشود ؟ چون علم را كه شيخ اشراق به بيانى كه فرموديد مىگويد اصل واقعيتش واقع نمايى و خارج نمايى است . حال اگر اين گونه مفاهيم مابازاء خارجى نداشته باشند تكليف اين مطلب چه مىشود ؟ استاد : ما در آينده به اين مطالب مىرسيم و بحث مىكنيم . امور انتزاعى صدقشان به صدق منشأ انتزاعشان است . ما در آينده كه به اين مطالب برسيم خواهيم ديد كه همهء اينها ( ضرورت و امتناع و ساير چيزها ) از همان علم حضورى اخذ مىشود . ضرورت از وجود انتزاع مىشود ، و امتناع از نقطهء مقابل وجود يعنى عدم انتزاع مىشود ، و امكان از ماهيت