مرتضى مطهرى
259
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اول جز به همين شكل نمىتوانيم طرح كنيم كه آيا اساسا علم و ادراك براى انسان وجود دارد يا اصلا علم و ادراك براى انسان وجود ندارد و هر چه هست جهل مركب است ؟ و بلكه حتى به تعبير ديگرى كه خود آقاى طباطبائى در اصول فلسفه بيان كردهاند حتى جهل مركب هم براى انسان وجود ندارد ؛ از جهل مركب هم بدتر است ؛ چرا ؟ چون هر جهل مركبى در واقع يك علمى است كه براى خودش مصداقى دارد و وقتى تطبيق مىشود به غير مصداق خودش مىشود جهل مركب ؛ يعنى باز هر جهل مركبى خاصيت علم را دارد ، از يك واقعيتى حكايت مىكند ، براى آن واقعيت خودش علم است ولى از نظر تطبيقش به اين مورد جهل مركب است . مثلا فرض كنيد كه امروز روز سيزدهم ماه تير است . من اگر يقين دارم كه امروز پانزدهم تير است اين باز يك علم است براى من ؛ يعنى من تصورى از ماه تير دارم كه اين تصور با موضوع خودش قابل انطباق است ؛ تصورى از عدد پانزده دارم كه اين عدد يك حقيقتى است كه براى خودش مصداق دارد ؛ تصورى از لغت « امروز » ( روزى كه در آن هستم ) دارم كه اين تصور باز براى مصداق خودش درست است . ولى اينها را كه با يكديگر تركيب مىكنم وقتى كه مىخواهم منطبق بكنم اشتباه مىكنم . در تطبيقش اشتباه كردهام ؛ يعنى اينطور نيست كه وقتى من مىگويم : « امروز پانزدهم ماه تير است » اصلا اين تصور من از ماه تير جهل مركب است ، تصور من از عدد پانزده جهل مركب است ، تصور من از « امروز » جهل مركب است ؛ [ بلكه ] جهل مركب هميشه در مرحلهء تصديق پيدا مىشود ؛ در مرحلهء تصور يعنى در مرحلهء وجود ذهنى هيچ خطايى نيست . خطا در مرحلهء تصديق است و خطا در تصديقها از اين جهت است كه انسان يك چيزى را از خودش مىگيرد و بجاى ديگر منتقل مىكند . اين است كه مىگويند همهء خطاهاى ذهن نسبى است ( اين مطلب را ايشان در اصول فلسفه خوب
--> استاد : بله . - پس اين چطور مىشود ؟ استاد : حالا آن در باب تصديقات است ، اين در باب تصورات است . - مطابق نظر آقاى طباطبائى خارج نمايى و واقع نمايى در مفهوم علم ، تحليلى است . استاد : بله ، تحليلى است ؛ يعنى اساسا در باب علم فرض ندارد كه علم باشد ولى به گونه ديگر باشد .