مرتضى مطهرى

246

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

تنزل كلى نمىشود ، جزئى با تعالى كلى مىشود ؛ با كم شدن كلى نمىشود ، با افزايش پيدا كردن كلى مىشود ؛ چرا ؟ براى اينكه شما وقتى كه يك جزئى برايتان مبهم بشود معنايش اين است كه مردّد مىشود . ( درست به اين نكته توجه كنيد كه جواب آناتول فرانس و امثال او را چگونه بايد داد . حالا او يك مثالى گفته است ، ما مثال ديگرى عرض مىكنيم . ) ما الآن ده نفر هستيم كه اينجا نشسته‌ايم . وقتى كه نزديك هم هستيم و چهره‌هاى يكديگر را مىبينيم همه مشخص هستيم : او آقاى زيد است ، او آقاى عمرو است ، او آقاى بكر است و همين طور . ولى اگر همين افراد از هم جدا شوند ، يكى جلو مىافتد و آن ديگرى عقب مىافتد ؛ بعد اگر ما يك شبحى از دور ببينيم نمىدانيم كداميك از اينهاست ؛ آنقدر از ما دور شده‌اند كه نمىتوانيم تشخيص بدهيم كه اين شبح كداميك از اينهاست ، آقاى زيد است ؟ آقاى عمرو است ؟ آقاى بكر است ؟ ولى آن شبح دور همان كسى است كه مشخصات خود را از دست داده است و به صورت يك فرد مردّد در آمده است كه يا اين است يا آن و يا ديگرى . آن سكّهء ساييده شده به صورت كلى در نيامده است ؛ به صورت يك امر مردّد در آمده است كه اين سكه يا ناصر الدين شاهى است يا مظفرالدين شاهى است و يا فلان سكهء ديگر . ولى كليات ذهن ما جزئى مردّد نيست كه يك چيزى در ذهن ما هست كه آن يا اين فرد انسان است يا آن فرد و يا فرد ديگرى ؛ بلكه كلى آن چيزى است كه در ذهن ما حالتى به خودش مىگيرد كه در آن واحد جامع همهء افراد است . شما وقتى كه مثلا مىگوييد : « كلّ انسان فيه غريزة كذا » ، اين « كلّ انسان » كه مىگوييد ، در اينجا انسان در ذهن شما يك حالتى پيدا كرده است كه در آن واحد همهء افراد را در بر مىگيرد ، غير متناهى افراد را در بر مىگيرد ، نه اينكه يك امر مردّد باشد كه وقتى بگوييم « زيد » يك فرد مشخص در ذهن بيايد ، وقتى بگوييم « انسان » يك فرد نامشخص در ذهن بيايد كه يا اين است يا آن و يا ديگرى . كلى يك فرد نامشخص نيست ، بلكه چيزى است كه در آن واحد به جامعيت خودش همهء افراد را در برمىگيرد و معجزهء ذهن اين است كه چنين قدرتى را دارد كه مىتواند از راه تصور كلى يك قضيه‌اى تشكيل بدهد كه با آن يك قانون كلى براى افراد غير متناهى بياورد . اين است كه [ ملاصدرا ] مىگويد پس شما از اينجا بفهميد كه « كلّى » آن جزئى كه در موطن خودش كم شده و ساييده شده است نيست ؛ اين در يك مقام عالىترى از مقام [ هاى ] نفس است و در مقام عاليتر موجود به وجود عاليترى شده