مرتضى مطهرى

218

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

طرح شده است و از مسائلى است كه خيلى روى آن بحث و جدل شده است . بعد از خواجه روى اين مسأله خيلى بحث و جدل شده است ؛ و اتفاقا يكى از مسائل قابل توجه همين است كه در فاصلهء ميان خواجه نصير الدين طوسى و ميرداماد يك سلسله بحثهاى جدلى زيادى مطرح بوده كه اين ، نتيجهء نزديكتر شدن كلام با فلسفه بوده است و اين كار هم به وسيلهء خواجه انجام شده است . مخصوصا اين شيرازيهايى كه قبلا بودند مثل خفرى ، دوانى ، سيد صدر الدين دشتكى و پسرش مير غياث الدين دشتكى ، اينها در اين جور مسائل خيلى ناخن زده‌اند كه بعد ملاصدرا هم كه مىآيد البته از افكار اينها خيلى استفاده مىكند ولى زوايد را در واقع دور مىريزد و مسائل اساسىاش را مىگيرد و مسائلى را كه خودش در اين باره ابتكار كرده است بر آنها علاوه مىكند . به هر حال كتاب تجريد خواجه يك نقشى دارد در تحول مسائل اسلامى ، و از آن كتابهايى كه زياد شرح شده و بر آن حاشيه زده شده و شرّاح به جان يكديگر افتاده‌اند و روى آن خيلى بحث كرده‌اند ، تجريد خواجه بوده است . البته خواجه نصير الدين اول كسى نيست كه باب وجود ذهنى را تحت اين عنوان مطرح كرده باشد بلكه قبل از او فخر رازى اين بحث را عنوان كرده است . او قبل از خواجه بحثى تحت همين عنوان « وجود ذهنى » مطرح كرده است كه در كتب متقدمين از قبيل بوعلى تا چه رسد به فارابى « 1 » اصلا لفظ « وجود ذهنى » حتى يك بار هم ديده نشده است تا چه رسد به اينكه بابى براى اين مطلب باز كرده باشند . به هر حال همانطور كه عرض كرديم ما مسأله‌اى به نام وجود ذهنى در ميان قدما نداريم ولى اصل مدعا بدون آنكه اقامه برهان براى آن شده باشد و بدون آنكه طرح اشكالات شده باشد - تا چه رسد به اينكه جواب اشكالات داده شده باشد - در كلمات بوعلى و در كلمات فارابى كه قديمترين فلاسفهء ما هستند وجود دارد و بنابراين احتمالا در كلمات پيشينيان آنها يعنى در دورهء اسكندرانيّين و در دورهء يونان هم اين مقدار وجود داشته است « 2 » . مثلا فارابى تصريح مىكند كه علم عبارت

--> ( 1 ) . [ فارابى ، بوعلى ، شيخ اشراق ، فخر رازى ، خواجه نصير ، مير داماد و ملاصدرا به ترتيب در سالهاى 339 ، 428 ، 581 ، 606 ، 672 ، 1040 و 1050 وفات يافته‌اند . ] ( 2 ) . - در دورهء قرون وسطى فرنگيها اين بحث را داشته‌اند .