مرتضى مطهرى

205

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مطلق است بعلاوهء زيد ؛ يعنى اضافه كه خودش يك معناى حرفى غير مستقل است بر مطلق علاوه شده است نه اينكه يك معناى اسمى مستقل به آن علاوه شده باشد . پس در « غلام زيد » بر غلام چيزى علاوه شده است ولى آن چيز زيد نيست ، اضافهء به زيد است . فرق « غلام و زيد » با « غلام زيد » اين است كه اولى غلام است بعلاوهء زيد ؛ دومى غلام است بعلاوهء « اضافهء به زيد » . اين است كه حاجى مىگويد حصّهء كلّى ( يعنى اگر ما براى كلّى حصّه بسازيم و آن را اضافه كنيم به يك شىء ) ، واقعيتش اين است كه عبارت است از كلّى بعلاوهء يك اضافه ؛ و يا به تعبير اينجا عبارت است از كلّى بعلاوهء تقيد ، نه كلى بعلاوهء قيد . قيد خودش از كلى خارج است « 1 » . بحث وحدت و كثرت وجود هم در اينجا تمام مىشود و باز به يك بحث اساسى ديگر مىرسيم به نام بحث « وجود ذهنى » .

--> ( 1 ) . اصلا اين بحث را حاجى به چه مناسبت آورده است ؟ استاد : نه اينكه در اينجا بحث وحدت و كثرت وجود مطرح بوده است و متكلمين يك حرف نامربوطى زده‌اند ، حاجى آمده است حرف نامربوط آنها را با يك حرف نامربوط عرفا توجيه كرده است . مىگويد شايد حرف متكلمين همان حرف عرفا باشد ؛ و بعد هم مىگويد ما حرف عرفا را در اينجا قبول نداريم . بعد هم چون در حرف متكلمين كلمهء « حصّه » آمده است خواسته است حصه را تعريف كند . به اين جهت است كه مىگوييم در منظومه گاهى يك مسائل اضافى گفته مىشود كه طرح آنها هيچ ضرورتى ندارد .