مرتضى مطهرى
183
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ناميد و آن اين است كه مىگويد : ره عقل جز پيچ در پيچ نيست * بر عارفان جز خدا هيچ نيست توان گفتن اين با حقايق شناس * ولى خرده گيرند اهل قياس كه پس آسمان و زمين چيستند * بنى آدم و ديو و دد كيستند بعد مىگويد : پسنديده بگزيدهاى هوشمند * جوابت بگويم گر آيد پسند كه هامون و دريا و كوه و فلك * پرى ، آدميزاد و ديو و ملك همه هر چه هستند از آن كمترند * كه با هستىاش نام هستى برند اين معنايش اين است كه متناهى در برابر نامتناهى قابل نيست و قابل مقايسه نيست ؛ اگر او موجود است پس اينها موجود نيستند . ولى اين ، نفى واقعى هستى اينها نيست . حرف سعدى اين است كه : همه هر چه هستند از آن كمترند * كه با هستىاش نام هستى برند 2 . نظريهء ديگر نظريهء كثرت وجود است ، كثرت مطلق ؛ كثرت مطلق به معناى اينكه به عدد موجودات ، « وجود » وجود دارد بدون آنكه كوچكترين سنخيت و اشتراكى ميان وجودى و وجودى باشد . مسألهء اشتراك ، مال ماهيات است ؛ فقط ماهياتاند كه قابل دسته بندى و جاى گرفتن در يك مقوله و اين جور حرفها هستند ، اما هر حقيقت وجودى به تمام ذات يك حقيقتى است مغاير با هر حقيقت ديگر . هر ذرهاى در عالم وجودى دارد كه با تمام ذات مغاير است با وجودى كه ذرهء ديگر دارد . هيچ سنخيتى ميان وجودى و وجودى نيست . البته اين مطلب به اين صراحت در سخن هيچ حكيمى نيامده است ، ولى ملا صدرا و امثال او از بعضى حرفهاى مشّائين چنين استنباطى كردهاند و ما قبلا گفتيم كه چون مسألهء اصالت وجود در سخنان آنها مطرح نبوده قهرا اين مسأله نمىتوانسته است به اين شكل مطرح باشد . اما بالاخره اين مسأله فعلا به نام مشّائين سكّه خورده و به نام آنها به ثبت رسيده است ؛ يعنى گفته مىشود كه مشّائين قائل به كثرت وجود هستند ، كثرتى كه ميان هر وجودى با وجود ديگر كوچكترين سنخيتى وجود ندارد . حاجى هم مىگويد : « و عند مشّائيّة حقايق تباينت » يعنى مشّائين معتقدند