مرتضى مطهرى

175

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مشّاء و در فلسفهء اشراق و در كلام داشت و قهرا بابى از عرفان به روى آن باز شده بود در فلسفهء ملا صدرا به يك شكل خاص در آمد . پس آنچه كه به مسألهء وحدت وجود مربوط مىشود بىشك ريشه‌اى عرفانى دارد ؛ يعنى به طور مسلّم وحدت وجودى كه در فلسفهء ملا صدرا مطرح است همان است كه از عرفان آمده است و ابتكار ملاصدرا نيست . ملاصدرا منتهاى هنرش اين است كه توانسته است براى اينها پايه‌هاى فلسفى محكم بريزد كه از نظر فكر يك فيلسوف هم كاملا قابل قبول باشد و الّا اصل مسألهء وحدت وجود يك مسألهء عرفانى است . حتى خود ملاصدرا در مسائل وجود در يك جا وقتى كه تحت عنوان « نقاوة » ( يعنى يك خلاصه‌اى ) مىخواهد مطلبى بگويد آن خلاصه‌اش تماما همان حرفهاى قيصرى در شرح فصوص الحكم است ؛ يعنى نقاوهء حرفهاى او همان خلاصه‌اى است كه در مقدمهء فصوص الحكم آمده است . بنابراين هر چه كه او قبلا گفته همه به منزلهء شرح فلسفى مطلبى بوده است كه عرفا گفته‌اند . اين يك مطلب دربارهء سير تاريخى اين مسأله در ميان عرفا « 1 » . اما در ميان فلاسفه نه به نام وحدت وجود و نه در سيماى وحدت وجود بحثى

--> ( 1 ) . - پس مىفرماييد از لحاظ تاريخ فلسفه اولين بار توسط ملا صدراست كه مسألهء وحدت وجود به شكل فلسفى مطرح مىشود . استاد : بله ، بدون شك . او به شكل فلسفى مطرح كرده است . - يعنى در حرفهاى خواجه نصير و اينها نبوده است ؟ استاد : خير ، ابدا . هيچ در حرفهاى خواجه نصير نبوده است . اساسا مسألهء وحدت وجود به اين معنا در كلمات فلاسفه مطرح نبوده است . مسألهء اشتراك وجود كه يك بحث عليحده‌اى بود و بحث فقط روى مفهوم وجود بود ، آن مطرح بوده است ، از زمان ارسطو هم مطرح بوده است ، ولى مسألهء وحدت وجود مطرح نبوده است . - مير سيّد شريف رسالهء كوچكى دارد به اسم رسالهء وحدت وجود . استاد : مير سيّد شريف دارد ، خيام دارد ، همهء اينها دارند . ولى بحث به مسألهء وحدت وجود نرسيده است ، نه در رسالهء خيام و نه در رسالهء مير سيّد شريف . رسالهء خيام را كه آقاى سمنانى چاپ كرده است ديده‌ام . رسالهء مير سيّد شريف را هم گويا يك وقت در كتابخانهء مجلس ديدم و همانطور بود كه حدس مىزدم ؛ يعنى از نظر سير تاريخى يك حدسى داشتم كه در زمان مير سيّد شريف يك سلسله مسائل در حدى كه مىتوانسته است مطرح باشد مطرح بوده است و بيش از آن مطرح نبوده است ؛ بعد كه اين رساله‌ها را پيدا كردم ، ديدم بر اساس همان حدس ماست .