مرتضى مطهرى
115
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ندارد . در واقع ما بايد يكى از دو نظريهء زير را بپذيريم . يك نظريه اين است كه اين حركت كيفى مجموع امور غير منقسم است يعنى مجموع امور بىكميت است كه يك كميت از آن به وجود آمده است . و باز مىشود نظير نظريه متكلمين در باب جزء لا يتجزى و نظريهء « آنات » در باب زمان . آن وقت اين درجات را كه طى كرده است معنىاش اين است كه مجموع سكونات و مجموع وصولاتى را پشت سر گذاشته است ؛ يعنى اين شىء در هر آنى از زمان در يك درجهاى بوده و « بودنى » داشته است ، در « آن » ديگر در درجهء ديگر بودنى ديگر ؛ و در درجهء ديگر بودنى ديگر . ما خيال مىكنيم كه يك شىء تدريجا دارد رخ مىدهد ؛ يك شىء تدريجى نيست بلكه مجموع « بودن » هايى است كه كنار يكديگر چيده شده است . ما خيال مىكنيم يك شىء تدريجى است كه از اينجا شروع شده و به آنجا پايان مىپذيرد . پس اين يك جور نظريه است كه شىء وقتى درجات و مراتب را طى مىكند اين حركتش عبارت است از مجموع « بودن » ها در مرحلهها ، در « آن » ها . اگر فرض كنيم كه در اينجا مثلا يك ميليون « آن » وجود دارد ، بايد بگوييم يك ميليون « بودن » است در كنار يكديگر اما اين بودنها به اين نحو است كه اول بودن در يك حد از حرارت ( مرتبهء اول حرارت ) است و بعد بودن در مرتبهء دوم از حرارت و . . . اين همان تفسيرى است در باب حركت كه حركت را مجموع بودنها و مجموع منقسمات بالفعل مىداند ، بودنهايى كه از هم جدا و منفصلند و در كنار يكديگر چيده شدهاند . نظريهء ديگر اين است كه اين بودنها ( كه صد تا هم نيست ؛ صد درجه قرار داد شماست ؛ مىشود تقسيم كرد به هزار درجه ، مىشود تقسيم كرد به يك ميليون درجه و مىشود تقسيم كرد به غير متناهى درجه ) انتزاعى است . « بودن » در هر مرحلهاى به عنوان « بودن » در اين « آن » و در اين نقطه يك امر انتزاعى ذهنى است . « بودن » وجود ندارد ، « شدن » وجود دارد ؛ يعنى مجموع اينها يك « شدن » است ؛ يك « شدن » واحد متصل ، يك وجود واحد و يكپارچه از « شدن » است . ولى « شدن » خصلتش اين است كه ذهن مىتواند براى هر درجهاى از آن يك « بودن » انتزاع كند و چون درجات غير متناهى در او قابل فرض است بودنهاى غير متناهى در او قابل اعتبار و