مرتضى مطهرى

68

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ايراد چهارم رابعاً ، اين ايراد نيز مطرح است كه ارسطو آمده و در باب علت مادى تعبير « كون شىء من شىء » را آورده است ؛ كلمهء « ماده » يا « موضوع » را نياورده ، بلكه تعبير « كون شئ من شئ » را آورده كه تعبير ناقصى است . اين تعبير در جايى درست است كه ما شيئى داشته باشيم با يك اسم خاص كه از آن شئ ديگرى با اسم ديگرى پيدا شود ؛ با يك تغيير حالتى شئ ديگر با اسم ديگر پيدا شود . ولى ما مواردى داريم كه اساساً « كون شىء من شىء » نيست و در عين حال مسألهء عليت مادى در آنجا صادق است ؛ يعنى ماده صورتى را قبول كرده ، اما « كون شىء من شىء » نيست ، چون معناى اين تعبير ، كون شىء من شىء اخر است و اين تعبير در جايى درست و صادق است كه آن شىء اول نامى داشته باشد كه با پيدايش شئ دوم نامش زايل گردد ، مثل « كون الرجل من الصبى » . صبى بودن صبى متقوم به اين است كه اصلًا رجل نباشد ، بعد كه صبى تبديل به رجل مىشود ، با اينكه گفتيم از حقيقت صبى چيزى زايل نمىشود ولى اسم صبى عوض مىشود . اين مورد است كه مىگوييم « كون شىء من شىء » . اما در بعضى موارد هست كه حقيقت استكمال وجود دارد ولى اسم عوض نمىشود . مثلًا اگر بجاى « كون الرجل من الصبى » بگوييم « كون‌الرجل من الانسان » يا بگوييم « كون الصبى من الانسان » ، معنايش اين نيست كه بعد از صبى شدن يا رجل شدن انسانيتش زايل شده باشد . بنابراين تعبير شما در اينجا ناقص است و شامل اين قسمت نمىشود . شرح و توضيح متن فصل فىشكوك تلزم ما قيل و حلّها اين فصل در شكوكى است كه لازمهء حرفهاى گذشتهء ماست . حرفهاى گذشتهء شيخ راجع به « كون شىء من شىء » بود . و نحن فقد اثرنا فى هذا البيان أن نحاذى المذكور منه فىالتعليم الاول « 1 »

--> ( 1 ) . « فىالتعليم الاول » غلط است . [ درنسخه‌اى ديگر « فى تعليم الاول » است . ]