مرتضى مطهرى
49
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
روشن مىكند كه يك چنين ابهامى در مسألهء « كون شىء من شىء » بوده است . مقصود از « وجود چيزى از چيزى » چيست ؟ اين جمله به چه معناست ؟ بحثهاى آن بيشتر در فصل بعد مىآيد . مراد و مقصود از تعبير « كون شىء من شىء » بيانى كه شيخ در اينجا آورده مختصر و خلاصه است و با اين بيان و ترتيبى كه ما مىگوييم نياورده است . [ ما براى روشن شدن مطلب چنين مىآوريم ] : شيخ مىفرمايد كه با عبارت « بودن چيزى از چيزى » چه مقصودى را بيان كردهايم ؟ آيا صرفاً بعديّت زمانى را بيان كردهايم ؟ به اين معنا كه ايندو صرفاً رابطهء بعديّت زمانى دارند ؟ اين چيز از آن چيز درست شد ؛ يعنى درست است كه اين چيز در وجود آن تأثيرى دارد ولى نشان مىدهد كه آن زماناً بعد از اين است ، و دو شئ هستند كه زماناً با يكديگر فاصله دارند . شيخ مثالى براى آن ذكر نكرده ولى ظاهراً مثالش « كون الابن من الاب » باشد ؛ مىگوييم اين بچه از آن پدر است ، يا مىگوييم « كون الثمرة منالشجرة » اين ميوه از آن درخت پيدا شده است . آيا وقتى بحث از « كون شىء من شىء » و يا به تعبير ديگر وقتى از علت قابلى بحث مىكنيم منظورمان چيزى همانند مثالهاى قبل است ؟ آيا مقصودمان نظير بودن ميوه از درخت است ؟ يا نظير بودن فرزند از پدر است ؟ خير ، اين مقصود نيست . پس اول بايد اين را روشن كنيم كه مقصود اين نيست ، بلكه مقصود از علت قابلى به يك تعبير و « كون شىء من شىء » به تعبير ديگر چنين است : مقصود اول از تعبير « كون شىء من شىء » ما در اين تعبير دو شئ داريم كه شئ اول از شئ دوم است به اين معنا كه تمام جوهر و ذات او در اين هست . تفاوتى كه با هم دارند در اين است كه اين كمال يافتهء آن شئ است نه چيز ديگر . پس يكى از موارد اطلاق اين تعبير اين است كه ميان اين شئ و آن شئ در جوهر و ذات هيچگونه اختلافى نيست و تمام ماهيت آن در اين هم وجود دارد . تفاوتشان اين است كه اين كمال يافتهء آن است ؛ شئ دوم همان شئ اول است بعلاوهء يك سلسله كمالات ، كه اين كمالات قهراً از نوع اعراض خواهد بود .