مرتضى مطهرى
26
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مقصود است تناهى علل فاعليه است . مىگفتند كه يك شئ مادى داراى چهار علت است : علت فاعلى ، علت مادى ، علت صورى ، علت غائى . در اينجا مىخواهند بگويند تمام اين علل متناهى است ؛ يعنى اگر يك شئ ، فاعلى داشته باشد و فاعل آن هم فاعلى داشته باشد و باز فاعل آن هم فاعلى داشته باشد ، اين سلسله نمىتواند غيرمتناهى باشد ، منتهى مىشود به فاعلى كه لا فاعلَ له ؛ و نيز اگر شئ غايتى داشته باشد و آن غايت هم غايتى داشته باشد و آن غايت هم غايتى ، باز بايد منتهى شود به غايتى كه لا غايةَ له ، و آن غايةالغايات است كه در مبحث « غايات » از آن بحث مىشود ؛ و همچنين اگر شئ مادهاى داشته باشد و آن ماده هم مادهاى داشته باشد و آن ماده هم مادهاى ، باز در نهايت امر بايد منتهى شود به مادهاى كه لا مادةَ له ؛ و بالاخره اگر شئ صورتى داشته باشد و آن صورت هم صورتى داشته باشد و آن صورت هم صورتى ، باز بايد منتهى شود به صورتى كه لا صورةَ له . همهء اينها از لحاظ اصل مدعا نيازمند به توضيح است ، زيرا ممكن است كسى چنين فرض كند كه چه مانعى دارد كه فاعل داراى فاعلى باشد و آن فاعل هم فاعلى داشته باشد الى غيرالنهاية ، بعد هم استشهاد كند به اينكه خود حكما چنين قائل هستند ؛ و نيز ممكن است در باب علت غائى و علت مادى و علت صورى همين حرف را بزند . ولى چنان كه بعد بيان خواهيم كرد محل بحث كاملًا روشن خواهد شد . مباحث طرح شده در اين فصل شيخ در ابتداى فصل مىگويد : « فى تناهىالعلل الفاعلية و القابلية » يعنى بحث در تناهى علل فاعلى و قابلى است . اما چنان كه شرح داده خواهد شد بحثش به تناهى علل فاعلى و قابلى اختصاص ندارد ، بلكه شامل علت صورى و علت غائى هم مىشود . اين را بعد بيان خواهيم كرد . شيخ مىگويد حال كه بحث ما به اينجا رسيده است ، سزاوار است كه سخن خود را به بحث در باره مبدأ اوّل از براى وجود و تمام هستى پايان دهيم ، آنكه مبدأ تمام هستى است . بحث اول در اين است كه آيا چنين مبدئى وجود دارد يا وجود ندارد ؟ آيا هستى ، مبدئى كه از او ناشى شده باشد دارد يا ندارد ؟ اگر اصل مبدأ براى هستى ثابت شد و معلوم شد كه هستى مبدأ دارد و آن مبدأ قهراً از غير خود نيست ، آنوقت سخن در اين خواهد بود كه آيا مبدأ وجود واحد است يا مىتواند متكثر باشد ؟ و به