مرتضى مطهرى
27
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
تعبير فلسفى آيا او واحد است يا كثير ؟ و به تعبير اسلامى - كه شيخ هم اين تعبير را در اينجا ذكر مىكند - آيا او واحد است بهطورىكه لا شريك له فى مرتبته و لا ندّ له ؟ آيا در مرتبهء ذات او براى او شريكى نيست ؟ براى او مثل و مانندى نيست ؟ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ ؟ از مسألهء وحدت مبدأ كه فارغ شويم قهراً مسألهء صفات مبدأ پيش مىآيد ، و اگرچه عنوان اين مسأله را اينجا ذكر نكرده ولى بعد آن را مىآورد . بحث در اينكه صفات مبدأ چه صفاتى است ؟ او را با چه صفاتى مىشود متصف كرد و چه صفاتى را مىشود از او سلب نمود ؟ چه برهانى براى اثبات بعضى از صفات و نفى بعضى ديگر از صفات داريم ؟ مسألهء ديگر مرتبهء مبدأ اوّل در وجود است . او در چه مرتبهاى از وجود است ؟ غير او كه از او صادر شدهاند چه مراتبى دارند ؟ كه اين قهراً بحث در افعال بارى را پيش مىآورد . پس بحث در ذات بارى ، بحث در وحدانيت بارى ( اگر بتوانيم آن را [ از ] صفات جدا حساب كنيم ) ، بحث از صفات بارى و بحث از افعال بارى و عواملى كه از ذات بارى ناشى شده است ، مجموعهء بحثهايى است كه در اين مقالهء هشتم يعنى « الهيات بالمعنى الاخص » آمده است ، نامى كه متأخرين بر اين مباحث گذاردهاند . جايگاه طرح تناهى علل در فلسفه اولين بحث همين مسألهء تناهى علل است . مسألهء تناهى علل ، هم مىتواند در « امور عامه » مورد بحث قرار گيرد و هم در « الهيات بالمعنى الاخص » . اگر در تناهى علل بهطور كلى و علت و معلول بهطور كلى بحث شود از مباحث امور عامه است نه از مسائل الهيات بالمعنى الاخص ؛ يعنى جاى آن باب « علت و معلول » است ؛ و لهذا خيلى از فلاسفه آنچه را كه شيخ در اينجا ذكر كرده است در باب علت و معلول آوردهاند و حال آنكه شيخ در آنجا ذكر نكرده و فقط وعده داده كه در الهيات ذكر كند . مثلًا در اسفار بحث تناهى علل در همان باب علت و معلول ذكر شده و در الهيات بالمعنى الاخص به آن اشارهاى كرده و رد شده است . تناهى علل از آن جهت كه تناهى علل است جايش در مبحث علت و معلول است . در آنجا هم كه در تناهى علل بحث مىكنند اختصاصى به علت فاعلى ندارد ؛ همانطور كه شيخ هم در اينجا عنوان كرده ، هم در باب علت فاعلى بحث مىكنند و هم در باب ساير علل .