مرتضى مطهرى
124
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
و از خود آنها لذت مىبرد ، مثل مطلوبيّت خوراك و پوشاك و مقام و جنس مخالف و امثال اينها ؛ و مطلوب بالغير مانند امورى كه انسان آن امور را مىخواهد براى اينكه آنها مقدمه هستند براى يك امر مطلوب بالذات و لذت بخش يعنى مقدمهء يك فايده مىباشند . اكنون در اينجا دو مطلب « 1 » هست : يك مطلب اينكه آيا مطلوب بالذات انسان واحد است يا متعدد ؟ يعنى آن چيزى كه غريزهء ذاتى بشر را به سوى [ خود ] جلب مىكند و عشق [ خود ] را به كام بشر ريخته است يك چيز است و ساير امور مقدمهء او هستند ( آنطور كه مادّيّين دربارهء علاقهء به ذات مىگويند ) و يا مظاهر او هستند ( آنطور كه عرفا در باب كمال مطلق گفتهاند ) و يا بيش از يك چيز است ؟ مطلب ديگر اينكه : آيا فلسفهء همهء مطلوبها و محبوبها حفظ ذات و صيانت نفس است و بشر هر چيزى را كه دوست مىدارد - چه بالذات و چه بالغير - از نظر جريان طبيعت ، مقدمهء صيانت نفس است ؟ يعنى هر چند انسان امور كثيرهاى را طلب مىكند بدون آنكه خودش به منظور صيانت نفس آن را طلب كند ، ولى در طبيعت آن ميل و آن طلب به منظور صيانت نفس وى در طبيعت و حفظ حيات وى كه در معرض حوادث و مورد خطر است به وى داده شده است ؟ و يا اينكه در ميان مطلوب بالذاتهاى انسان امورى وجود دارد كه فلسفهء دوست داشتن آنها حفظ ذات و صيانت [ نفس ] در زندگى طبيعى و مادى نيست ؟ اينجا نظرات متعددى هست . مقدمتاً بايد توضيح داده شود : در اينكه هر عمل اختيارى كه از انسان سر مىزند بايد عامل شوق و لذت و يا عامل خوف و الم در آن دخالت داشته باشد بحثى نيست ؛ يعنى هر كارى را كه انسان اختيارا انجام مىدهد بايد يك نوع لذت از آن كار در نظر داشته باشد و يا دفع يك المى . پس اگر مقصود اين است كه فعلى از انسان صادر شود و باعث آن كار هيچ گونه لذت و المى نباشد ، بايد گفت امكان پذير نيست . امّا مطلب ديگرى كه مطرح است اين است كه آيا محور همهء لذتها و المهاى انسان صيانت و عدم صيانت ذات است و يا آنكه ممكن است انسان لذت ببرد از چيزى كه تأثير در صيانت ذات او ندارد و متألّم گردد از چيزى كه زيانى به ذات او نمىرساند ؟ البته شقّ
--> ( 1 ) . اوّلى بحث روانى است و جنبهء محرك و انگيزهء روانى را بيان مىكند و دومى جنبهء فلسفى و طبيعى دارد و رمز تحريكات و فلسفهء لذتها را مىخواهد بيان كند .