مرتضى مطهرى
102
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
موانع و شواغل بدنى و حسّى نمىگذارند كه ما توجه پيدا كنيم . تنبيه : و اعلم ان هذه الشواغل التى هى كما علمت من انها انفعالات و هيئات تلحق النفس بمجاورة البدن ان تمكنت بعد المفارقة كنت بعدها كما كنت قبلها لكنها تكون كآلام متمكّنة كان عنها شغل فوقع اليها فراغ فادر كت من حيث هى منافية ، و ذلك الألم المقابل لمثل تلك اللذة الموصوفة و هو ألم النار الروحانية فوق الم النار الجسمانية . خلاصهء ترجمه و شرح : قبلًا گفتيم نفس به واسطهء تعلّق به بدن و سرگرمى به لذات بدنى و حسّى ، يك سلسله صفات و عادات پيدا مىكند كه در آن حال و با آن صفات ، لذات و آلام عقلى كه لايق مقام نفس است مورد غفلت نفس قرار مىگيرد و نفس مستشعر به آنها نيست . اكنون مىگوييم اگر بين نفس و بدن جدايى حاصل شد - يعنى مرگ فرا رسيد و نفس به حالت تجرد خود باقى ماند - در اين صورت اگر آن صفات و عادات رسوخ پيدا كرده باشد و ملكه شده باشد سبب مىگردد كه نفس احساس تألّم فوق العاده بنمايد زيرا ديگر در آن نشئه مانعى و شاغلى و سرگرم كنندهاى نيست ؛ در حقيقت مانند كسى است كه درد شديدى دارد و موقّتا با تزريق آمپول عضو را بى حس كردهاند ، همين كه آن بى حسّى زايل شد آن درد و رنج در نهايت شدّت خود بروز مىكند . نفس نيز در حالى كه در دنيا اشتغال به لذات بدنى و حسّى دارد و در عين حال از نظر عقلى دچار رذائل و جهالات است مانند كسى است كه دردى دارد ولى با تزريق مخدّر ، عضو او را بى حس كردهاند ، همين كه اثر موقّت آن تزريق زايل شد آن درد باز مىگردد . تنبيه : ثم اعلم أن ما كان من رذيلة النفس من جنس نقصان الاستعداد للكمال الذى يرجى بعد المفارقة فهو غير مجبور ؛ و ما كان بسبب غواش غريبة فيزول و لا يدوم به التعذب . خلاصهء ترجمه و شرح : صفات رذيلهاى كه براى نفس باقى مىماند در جهان ديگر ،