مرتضى مطهرى
990
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
خردى و امكان و محدوديت و مشروطيت و وابستگى توأماند ؛ ناچار همانطور كه در متن آمده حكم مىكنيم كه : « پس جهان عين همان واقعيت نفى ناپذير نيست ، بلكه به واسطهء آن واقعيت ، واقعيت دار و بدون آن بىواقعيت خواهد بود » يعنى حكم مىكنيم كه جهان عين حقيقت هستى نيست ، جهان ظلّ هستى است ، جهان هستى توأم با نيستى است ، پس جهان معلول و اثر است ، ظهور و تجلّى است ، شأن و اسم است . خلاصه اينكه عقل فلسفى متكى به وجود شناسى ، از آن جهت كه وجود وجود است ( همان نوع شناسايى كه تنها در صلاحيت فلسفه است نه علوم ) ما را قبل از هر چيزى به خدا رهبرى مىكند ، اولين موجودى كه به [ ما ] مىشناساند « خدا » است ؛ اما مطالعات حسى و علمى ما را به وجودات محدود و مقيّد و مشروط و ممكن كه آثار و افعال و شؤون و تجلّيات اوست رهبرى مىكند و به اين ترتيب هم « واجب » را كشف مىكنيم و هم « ممكن » را . البته در الهيات ثابت شده است كه راه كشف ممكن منحصر به اين نيست ، ممكن را مىتوان به وسيلهء واجب كشف كرد ، همچنانكه راه كشف واجب منحصر به اين نيست ، مىتوان واجب را از طريق ممكن كشف كرد . ممكن است توهّم شود كه اينكه نتيجه گرفتيم كه « آنچه موجود است ذات واجب و شؤون و ظهورات و تجلّيات اوست » مستلزم اين است كه سخن عرفا را بپذيريم كه اساساً عليت و معلوليتى در كار نيست ، بلكه ممكن و امكانى در كار نيست ؛ زيرا فرض اين است كه جز ذات حق و شؤون و اسماء حق چيزى در كار نيست . ولى اين توهم باطل است . اين توهم ناشى از عدم درك مفهوم صحيح عليت و معلوليت است ، ناشى از اين است كه عليت را يك نوع زايش براى علت فرض كردهاند كه از خود چيزى را بيرون مىفرستد و نياز معلول را به علت از نوع نياز فرزند به مادر فرض كردهاند . اما تحقيقات عميق صدر المتألّهين در اين زمينه كه شاهكار اين مرد بزرگ است و منحصر به شخص خود اوست و از عالىترين انديشههاى بشرى است ثابت كرده كه معلول عين نياز و عين ارتباط و عين تعلّق و وابستگى به علت است ، علت مقوّم وجود معلول است و بنابر اين معلوليت مساوى است با ظهور و تشأّن و جلوه بودن . پس هيچ منافاتى ميان اين دو نظر نيست . در مقالهء 8 و مقالهء 9 در اين باره باز هم بحث شده است .