مرتضى مطهرى

963

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نتيجه : سلسلهء حركات منتهى مىشود به محركى كه متحرك نيست . البته مقصود اين نيست كه حركات در زمان گذشته منتهى مىشوند به محركى كه متحرك نيست ، بلكه مقصود اين است : هر حركتى در زمان حركت خود محركى همراه دارد كه آن محرك يا ثابت است يعنى ماوراء الطبيعى است و يا متغير است يعنى طبيعى است ولى در نهايت امر توأم است به محركى ماوراء الطبيعى در زمان حركت . در برخى مقدمات اين برهان خدشه‌هايى ممكن است تصور شود ، خصوصاً با توجه به نظريهء فيزيك جديد دربارهء قانون جبر در حركت . ما در جلد سوم اصول فلسفه اندكى در اين باره بحث كرده‌ايم . نظر به اينكه اين برهان به فرض تماميت ، « واجب الوجود » را اثبات نمىكند بلكه تنها ماوراء طبيعت را اثبات مىكند ، از توضيح بيشتر دربارهء آن خوددارى مىكنيم . اين برهان از براهينى است كه بر امتناع تسلسل علل مبتنى است . برهان سينوى برهان معروف ابن سيناست كه خود ابن سينا آن را عالىترين برهان مىخواند و ما بعداً آن را توضيح خواهيم داد . برهان صدرايى برهان معروف صدّيقين است كه مبتنى بر اصالت وجود و وحدت حقيقت وجود است . آن برهان در متن خواهد آمد و ما نيز توضيح خواهيم داد . اين برهان بر امتناع تسلسل علل مبتنى نمىباشد . در مباحث علت و معلول براهين زيادى بر امتناع دور و تسلسل علل اقامه كرده‌اند و مخصوصاً در دورهء اسلامى از راههاى مختلف براهينى بر اين مطلب اقامه شده است . براهين امتناع تسلسل علل قهراً در براهين اثبات واجب به عنوان « دليل دليل » به كار برده مىشود يعنى دليلى كه يكى از مقدمات دليل ديگر را اثبات مىنمايد . يكى از براهينى كه هم مىتواند برهان بر امتناع تسلسل باشد ، هم مىتواند مستقيماً بدون آنكه قبلًا امتناع تسلسل ثابت شده باشد وجود واجب را اثبات كند برهانى است كه از طريق « وجوب » يعنى از طريق قاعدهء « الشئ مالم يجب لم يوجد » اقامه شده است . خواجه نصير الدين طوسى در تجريد اين راه را براى امتناع تسلسل علل طى كرده است و ما در جلد دوم اصول فلسفه آن را با بيان خاصى تشريح [ كرده ] و توضيح داده‌ايم ولى صدر المتألّهين در جلد سوم اسفار اين راه را مستقيماً براى اثبات واجب طى كرده است بدون اينكه نيازى باشد كه قبلًا امتناع تسلسل علل اثبات شده