مرتضى مطهرى

942

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نداريم كه او فقيه بزرگى بوده است و حال آنكه او را نديده‌ايم ، و اگر هم مىديديم نمىتوانستيم مستقيماً از ضمير او آگاه شويم . اما كتاب جواهر او دليل قاطعى است بر اينكه مؤلف آن فقيه بزرگى بوده است . ممكن است كسى بگويد قطع و علمى كه ما در اين گونه مسائل داريم به اين معنى نيست كه هيچ گونه احتمال خلافى در كار نيست بلكه به اين معنى است كه احتمال خلاف در حساب احتمالات آنقدر ضعيف است كه هيچ عقل سليمى آن را به حساب نمىآورد . احتمال خلافى كه در كار است احتمال تصادف و اتفاق است . مثلًا در مورد كتاب جواهر ، ما قاطع هستيم كه مؤلف آن فقيه بزرگى بوده اما نه به اين معنى كه هيچ‌گونه احتمال اينكه او فقيه نبوده و اين نوشته‌ها از روى تصادف و اتفاق تنظيم شده باشد ندهيم ؛ خير ، احتمال اينكه مؤلف جواهر فقيه نبوده و نوشته‌ها تصادفا تنظيم شده است وجود دارد ولى به قدرى آن احتمال ضعيف است كه قابل به حساب آمدن نيست و لهذا مىگوييم قطع و علم داريم كه صاحب جواهر فقيه بزرگى بوده نه ظنّ و گمان . احتمال تصادف در اين گونه موارد به شكل يك كسر از عددهايى كه ما مىشناسيم از قبيل يكصدم ، يكهزارم ، يك ميليونيم ، يك ميلياردم و غيره نيست ، بلكه به صورت كسر از يك عددى است كه در وهم ما نمىگنجد ، مثل اينكه فرض كنيم عدد 1 را رسم كنيم و در طرف راست آن آنقدر صفر بگذاريم كه به كرهء ماه برسد ، احتمال تصادف در اين گونه موارد از قبيل يك احتمال در مقابل اين عدد غير قابل تصور از احتمالات است ولى به هر حال همين اندازه احتمال هست . ما بعداً دربارهء اين مطلب بحث خواهيم كرد . در اينجا همين قدر مىگوييم اين اندازه احتمال كه قابل به حساب آمدن نيست مانعى ندارد . ما اين گونه احتمالات را كه فقط با يك نيروى عظيم رياضى مىتوانيم وجود آنها را كشف كنيم ، نه اينكه در وجدان خود چنين احتمالاتى را احساس نماييم ، دربارهء هر مؤلف و نويسنده‌اى مىتوانيم بدهيم . مثلًا مىتوانيم احتمال بدهيم ( همين نوع احتمال ) كه سعدى با همهء اين آثار ذوقى و ادبى يك ذره ذوق ادبى نداشته و تصادفا اين نثر و نظم‌ها بر زبانش جارى شده است ، يا بو على بويى از فلسفه و طب نبرده است و تصادفا و بدون توجه كه قلم را روى كاغذ مىكشيده يك سلسله مسائل منظم و نقل اقوالهاى صحيح و تحقيقات قابل استفاده از آب در آمده است ، و همچنين صاحب جواهر كه جواهر را مىنوشته است .