مرتضى مطهرى
941
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
داشته باشد به تناسب معرفتش به اين امور ، نظامات و آثار و علائم وجود و حكمت و تدبير را در كار خلقت بيشتر ادراك مىكند . قرآن كريم با اصرار و ابرام بىنظيرى افراد بشر را به مطالعه در خلقت و ساختمان موجودات به منظور شناختن خداوند سوق مىدهد ، و همچنين در كلمات پيشوايان دين - كه نمونهاش خطبههاى نهج البلاغه و توحيد مفضّل و برخى دعاها و برخى احتجاجات ائمهء اطهار است - عنايت فوق العادهاى به اين مطلب شده است . نظر به اينكه ذكر اجمالى چندان مفيد نيست و تفصيل و تشريح از حدود اين كتاب خارج است ما از ذكر آيات و خطب و احاديث و دعوات و احتجاجات مربوطه صرف نظر مىكنيم و به وقت ديگر موكول مىنماييم . مسلّماً براى عامّهء مردم بهترين راه شناساندن خداوند همين راه است . اكنون مىخواهيم ببينيم كه چگونه است كه تشكيلات و نظامات ساختمان موجودات بر وجود خداوند عليم و حكيم دلالت مىكند . جواب اين پرسش روشن است . همان طورى كه اصل پيدايش يك اثر بر وجود نيروى مؤثر دلالت مىكند ، صفات و خصوصيات آن اثر نيز مىتواند تا حدود زيادى آئينه و نشان دهندهء صفات مؤثر بوده باشد . مثالى ذكر كنيم : ما افراد انسان مستقيماً از محتويات ضمير و افكار و انديشهها و ملكات اخلاقى و روحى يكديگر آگاه نيستيم و نمىتوانيم آگاه باشيم . بديهى است كه نه من مىتوانم مستقيماً ضمير شما را بخوانم و بلاواسطه از نيت و صفات اخلاقى شما آگاه گردم و نه شما مىتوانيد مستقيماً از ضمير من آگاه شويد ، ولى در عين حال تا حد زيادى به محتويات ضمير يكديگر پى مىبريم بدون آنكه كوچكترين ترديدى به خود راه دهيم . ما دربارهء شخص معيّنى اعتقاد علمى پيدا مىكنيم و او را به عنوان عالم مىشناسيم ، به چه دليل ؟ به دليل آثار قولى و كتبى كه از او ديدهايم . ما يكى را فقيه ، ديگرى را حكيم ، سومى را رياضىدان ، چهارمى را اديب مىدانيم ، چرا ؟ براى اينكه از اولى سخنان و نوشتههاى فقهى و از دومى سخنان و نوشتههاى حكمى و از سومى رياضى و از چهارمى ادبى شنيده و ديدهايم . به حكم سنخيتى كه لازم است ميان اثر و مؤثر بوده باشد امكان ندارد كه از فاقد علم سخنان علمى ، و يا از كسى كه فقط فقيه است سخنان منظم فلسفى و رياضى و ادبى ، و يا از كسى كه فقط حكيم است آثار فقهى يا رياضى صادر شود . مثلًا هيچيك از ما كه صاحب جواهر را مىشناسيم شك