مرتضى مطهرى

938

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

و هم او مىگويد : « دل دلائلى دارد كه عقل را به آن دسترس نيست . » « 1 » برگسون ( bergson ) نيز به نقل مرحوم فروغى معتقد است به دو نوع ديانت و دو نوع اخلاق ، و براى هر يك از دو نوع ، مبدأ و سرچشمهء خاص قائل است : سافل و عالى . مبدأ سافل ، صلاح هيئت اجتماعيه است و مبدأ عالى ، فيضى است كه از عالم بالا مىرسد . دربارهء آن نوع ديانت كه از مبدأ عالى سرچشمه مىگيرد مىگويد : « آن همان مايهء دانشى است كه در جانوران ، غريزه و در انسان ، عقل را به وجود مىآورد . از آن مايهء دانش در انسان قوهء اشراقى به وديعه گذاشته شده كه در عموم به حال ضعف و ابهام و محو است ، ولى ممكن است كه قوّت و كمال يابد ، تا آنجا كه شخص متوجه شود كه آن اصل اصيل در او نفوذ دارد مانند آتشى كه در آهن نفوذ و آن را سرخ مىكند . به عبارت ديگر اتصال خود را به مبدأ در مىيابد و آتش عشق در او افروخته مىشود ، هم تزلزل خاطرى كه از عقل در انسان رخ كرده مبدل به اطمينان مىگردد ، هم علاقه‌اش از جزئيات سلب شده به طور كلى به حيات تعلق مىگيرد : عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست . » « 2 » يكى از دانشمندان روان‌شناس معاصر كه به اصالت حس دينى در عمق وجدان بشر معتقد است يونگ ( yung ) شاگرد معروف و مبرّز فرويد ( freud ) است . وى نظريهء استاد خويش را مبنى بر اينكه احساس مذهبى يك احساس مادى عقب رانده شدهء تغيير شكل داده‌اى است ، رد كرد و معتقد به اصالت اين حس گرديد . ميان او و استاد در اين زمينه نامه‌ها مبادله شده است كه در برخى كتب مسطور است . اينشتاين ( einstein ) دانشمند معروف عصر ما بيان جالبى در اين زمينه دارد . وى در مقاله‌اى كه از او تحت عنوان « مذهب و علوم » نقل شده بحثى در اين زمينه مىكند و پس از اينكه مدعى مىشود محرك مذهبى در همهء مردم يكسان نيست و از بعضى كتب مذهبى مانند تورات و انجيل از لحاظ طرز معرفى خدا انتقاد مىكند مىگويد :