مرتضى مطهرى
879
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
تسليم نظر وحى شد . اين گروه معتقدند نظر اسلام و مبناى اسلام در اين گونه مسائل بر تسليم و تعبد است نه بر تحقيق و تفكر ، و هر گونه چون و چرايى در اين گونه مسائل از نظر اسلامى بدعت و حرام است . اشاعره و حنابله كه خود را « اهل الحديث » مىنامند طرفدار اين نظريهاند . ما دربارهء نظر ماديين مبنى بر انكار ماوراء طبيعت و همچنين دربارهء نظر شكّاكان و لا ادريّون كه از نظر علمى مسائل ماوراء طبيعت را مجهولاتى حل ناشدنى مىدانند ، در اين مقدمه بحثى نمىكنيم زيرا در خود كتاب ، چه در اين جلد و چه در مجلّدات ديگر در اين باره به قدر كافى بحث شده است . همچنين دربارهء نظر عرفا نيز بحثى نمىكنيم ، زيرا نظر عرفا مبنى بر انكار ارزش راه عقل و برهان و استدلال نيست ، بلكه بر ترجيح راه دل و سير و سلوك و تصفيه و تزكيه بر اين راه است . از نظر عرفا : بحث عقلى گر در و مرجان بود * آن دگر باشد كه بحث جان بود بحث جان اندر مقامى ديگر است * بادهء جان را قوامى ديگر است معرفت استدلالى كه حكيم در جستجوى آن است از حدود تصورات و مفاهيم ذهنى و اقناع قوهء عاقله تجاوز نمىكند و البته اين خود ارزشى بسزا دارد . ولى معرفت افاضى كه عارف در جستجوى آن است چيزى از نوع رسيدن و چشيدن است . در معرفت استدلالى ، عقل در درون ارضا مىشود و قانع مىگردد ؛ اما در معرفت افاضى علاوه بر ارضاء وجدانى ، سراسر وجود بشر به هيجان و شور و حركت درمىآيد و به سوى خدا بالا مىرود و به او نزديك مىگردد . اين نوع معرفت وجود آدمى را روشن مىكند و به او نيرو و جرئت و محبت مىدهد ، خشوع و رقّت و لطافت مىبخشد و بنياد هستى او را دگرگون مىسازد . به نظر ما سخن از ترجيح آن راه بر اين راه بيهوده است ، هر يك از اين دو راه مكمل ديگرى است و به هر حال عارف منكر ارزش راه استدلال نيست ، لهذا ما در اينجا با اين طبقه نيز بحثى نداريم . آنچه لازم است در اين مقدمه دربارهء آن بحث شود نظريهء اخير است كه به نظريهء حنابله و اهل حديث معروف است ، زيرا در پاورقيهاى اين جلد بر خلاف ساير