مرتضى مطهرى

869

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مىتوانيم اثبات كنيم ( اگر بتوانيم ) و اما اينكه تشخيصاتى ديگر در جهان داده و قضاوتهايى در جوهر و عرض و ديگر مسائل فلسفى داده باشيم ، ديگر دست ما كوتاه است ! اقسام جوهر مقدمتا بايد دانست كه اگر ما خواسته باشيم از براى موضوعى توسعهء جنسى داده و انواعى اثبات كنيم ، تنها راهش آن است كه در ميان افرادش اختلاف و تباين در آثار و خواص پيدا كرده و از آن راه ، مبادى آن احكام مختلفه را مختلف شماريم . مثلًا « حجم » را به انواع مختلفهء كره و استوانه و مكعب و مخروط و منشور و همچنين « سطح » را به سطح مستوى و منحنى از راه اختلاف خواص رياضى كه در افراد مختلفهء آنها پيدا مىشود تقسيم مىنماييم . و از اينجا روشن مىشود كه اگر مهيّت جوهر كه از راه ويژهء خود در خارج اثبات شده انواعى داشته باشد بايد اختلافى در احكام افرادش بروز كند . و با اعتماد به اين حقيقت ، گذشتگان فلاسفه اقسام زيرين را براى مهيّت جوهر اثبات كرده‌اند : اول « نفس » . چنان كه در مقالهء 3 مبرهن كرديم نفس ما جوهرى است مجرد از ماده كه افعالش ابتدائاً از ماده بروز كرده و متصدى افعال بدنى مىباشد . چنان كه روشن است نظير اين سخن را در نفوس ساير حيوانات نيز مىتوان گفت . دوم « عقل » و آن جوهرى است مجرد از ماده كه هيچ گونه تعلق ذاتى و فعلى به ماده ندارد . فلاسفهء الهى به وجود چنين موجودى اقامهء برهان كرده‌اند چنان كه در مقالهء 14 خواهد آمد . سوم « جسم » . گذشتگان فلاسفه پس از اثبات وجود جوهر مادى در جهان طبيعت ، متوجه شده‌اند كه همهء اجسام ، خاصه‌اى مشترك مانند حجم دارند و از اين روى حكم كرده‌اند كه جسم نوعى است از جوهر ( آن گروه از فلاسفه كه ماده به معنى هيولى اثبات كرده‌اند ناچار جوهر جسمانى را به سه قسم هيولى ، صورت حسى و جسم - كه نتيجهء تركيب آنهاست - تقسيم كرده‌اند ، ولى با اثبات « حركت جوهرى » بايد هيولى را جهتى از جهات وجود جسم دانست نه موجود مستقلى در برابر جسم ) . چهارم « صورت نوعى » . اختلاف آثارى كه در اجسام گوناگون جهان مشهود است ، با تذكر اصلى كه در آغاز سخن گفته شد ، ايجاب مىكند كه به حسب اختلاف