مرتضى مطهرى
841
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
( توى هم رفته ) است كه حس تميز نمىدهد . دانشمندان « جهش » را با بعضى از اين مشخصات معرفى كردهاند و گاهى گفته شده كه در مورد جهش ، بقاى توراثى نيز ضرورى و لازم است . اخيرا دانشمندان ماترياليست ديالكتيك كه هدفشان تطبيق فلسفه به مرام اجتماعى مىباشد زمزمهاى تازه آغازيده و در جهش ، انقلاب را شرط كرده و با جوشى كه در آب پيش از بخار شدن پيدا مىشود مثال زدهاند . نظر فلسفه دربارهء جهش خواصى كه براى جهش ذكر شده چنان كه روشن است كليت ندارند و از ميان آنها تنها دو خاصه را مىتوان با وصف كليت حفظ كرد و آن غير مترقب بودن حادثه مىباشد و تبدل دفعى حركتى به حركت ديگر . و البته مترقب بودن و نبودن پيدايش چيزى يك صفت ذهنى است كه ذهن به واسطهء نگران بودن و نبودن و در حالت نگرانى به سر بردن و نبردن ، به شئ مىدهد و چنين چيزى را وصف واقعى واقعيات نمىشود قرار داد . تنها مىماند انتقال سريع از حركتى به سوى حركت ديگر ، و به زبان ديگر پيدايش سريع حركتى ميان دو حركت مخالف كه آنها را به همديگر بسته و ارتباط بدهد ؛ و البته اين معنى ، يك واقعيت تازه زائد بر واقعيت حركت نيست كه فلسفه - كه از وجود اشياء به طور كلى بحث مىكند - او را مورد بحث قرار دهد ، و از همين جا روشن خواهد شد كه بحث جهش ارزش فلسفى ندارد . [ آرى ، جهش به معناى ديگر موضوعى است فلسفى و گذشتگان فلاسفه گفتهاند « طفره در حركت محال است » و آن اين است كه متحرك بىآنكه قطعهاى از قطعات حركت را بپيمايد قطعهء سابق وى را به قطعهء لاحق بپيوندد ؛ مثلًا حركتى كه مركب از ده قطعه مىباشد قطعهء اول را به قطعهء دهم پيوند دهد بىآنكه هشت قطعهء وسطى را پيموده باشد . طفره محال است زيرا در مثال نامبرده قطعهء دهم داراى فعليتى است كه امكان وى حسب الفرض در قطعهء نهم مىباشد و تحقق قطعهء دهم بىقطعهء نهم مستلزم تحقق فعليتى است كه پيش از خود امكان نداشته باشد و امكانى هم كه در قطعهء يكم موجود است امكان قطعهء دوم است نه دهم ] « ( * ) »