مرتضى مطهرى

80

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

« ايده آليست » مىخوانند و از افلاطون و ارسطو به عنوان دو فيلسوف ايده آليست بزرگ يونان ياد مىكنند و چنين وانمود مىكنند كه انحراف از اصول ماترياليسم به ايده آليسم يعنى « سفسطه » مىكشاند . مثلًا دكتر تقى ارانى با آنكه در جزوهء ماترياليسم ديالكتيك ايده آليسم را مطابق تعريف فوق تعريف مىكند ، پس از آنكه عقيدهء ايده آليست معروف « بركلى » و عقيدهء دكارت را در باب خواص اوليه و ثانويهء اجسام و عقيدهء كانت را در ذهنى بودن زمان و مكان نقل مىكند ، اينطور به گفتهء خود ادامه مىدهد : « شرح كليهء اقسام ايده آليسم از موضوع مقالهء ما خارج و باعث اطالهء كلام خواهد شد زيرا ايده آليسم انشعابات بسيار پيدا كرده و هر فيلسوف به خيال خود چيزى بافته و استدلال يا تحقيقى مخصوص به خود كرده و به قول خود دليل جديدى بر اثبات ذهنى بودن عالم پيدا نموده است . » منظور از تذكر اين نكته مناقشه در اصطلاح نيست ، زيرا هر فيلسوفى حق دارد براى خود اصطلاح خاصى داشته باشد . چه مانعى دارد كه ايده آليسم را در مقابل ماترياليسم اصطلاح كنيم ؟ و البته در اين صورت ايده آليسم معناى ديگرى غير از اصالت تصور خواهد داد . منظور اين است كه اصطلاحات مختلف را نبايد منشأ هو و مغلطه قرار داد . حقيقت اين است « ايده آليسم » كه به معناى « اصالت تصور » است در مقابل « رئاليسم » است كه به معناى « اصالت واقع » مىباشد و « ايده آليست » كسى است كه جهان خارج از ظرف ذهن را منكر است مانند پروتاگوراس و گرگياس از قدماى يونان و بركلى ( Berkli ) و شوپنهاور ( Schopenhauer ) از متأخرين اروپا ؛ و اما الهى يا روحى بودن ربطى به ايده آليسم ندارد . ما با آنكه تمام اصول ايده آليستى را باطل مىكنيم و هيچ نوع اصالتى براى ذهن قائل نيستيم ، با يك نظر واقع بينى عقايد الهى و روحى خود را با دلائل محكم اثبات مىكنيم . رئاليسم : اين كلمه نيز كه از « رئل » ( real ) كه به معناى « واقع » است مشتق شده ، در طول تاريخ به معانى مختلفى استعمال شده . الف . در فلسفهء اسكولاستيك ( ScholasTic ) كه به « فلسفهء اصحاب مدرسه » معروف است . در ميان اصحاب مدرسه در قرون وسطى يگانه مبحثى كه شغل شاغل آنها