مرتضى مطهرى

564

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

لحظهء ديگر معدوم مىشود انعدام لحظهء بعد واقعاً عدم او نيست يعنى در لحظهء بعد واقعاً عدم بر شخصيت واقعى آن شئ طارى نشده است . ولى پاسخ تفصيلى اين اشكال نيازمند به اين است كه ما يكى ديگر از احكام وجود را بيان كنيم و آن اين است كه « مرتبهء هر وجودى مقوّم آن وجود است » . توضيح اينكه وجودات بعضى علت‌اند و بعضى معلول و قهراً علت تقدم ذاتى دارد بر معلول ، و همچنين بعضى تقدم زمانى دارند نسبت به بعضى و تقارن يا تأخر زمانى دارند نسبت به بعضى ديگر و بنابراين هر وجودى مرتبه‌اى از مراتب طولى علّى و معلولى يا مراتب طولى زمانى را اشغال كرده است . اكنون مىخواهيم ببينيم هر وجودى چه نسبتى دارد با مرتبه‌اى كه در آن مرتبه هست ؟ مثلًا وجودى مرتبهء عليت دارد و وجود ديگرى مرتبهء معلوليت ؛ آيا هر كدام از اين دو وجود با مرتبه‌اى كه دارد چه نسبتى دارد ؟ آيا اين مرتبه خارج از حقيقت آن وجود است يا خارج نيست ؟ يعنى اگر فرض كنيم كه آن وجود در آن مرتبه نباشد خودش خودش است و فقط يك امر خارجى از وى سلب شده ؟ يا آنكه اگر فرض كنيم كه آن وجود در آن مرتبه نباشد و در مرتبهء ديگر باشد خودش خودش نيست و هويّت آن وجود عين مرتبهء آن است ؟ و همچنين در مراتب زمانى . مثلًا حادثه‌اى در يك قطعه از زمان واقع مىشود و حادثهء ديگر در يك قطعهء بعد از آن قطعه و حادثهء ديگر در يك قطعهء ديگر قبل از آن قطعه ؛ آيا آن حادثه با آن مرتبه از زمانى كه آن را اشغال كرده چه نسبتى دارد و اگر فرض كنيم آن حادثه به جاى حادثهء قبلى يا به جاى حادثهء بعدى باشد خودش خودش خواهد بود و فقط يكى از عوارض وجودى وى كه بودن در قطعهء خاص و مرتبهء خاص از زمان است از وى سلب شده ؟ يا آنكه بودن آن حادثه در زمانى كه واقع شده خارج از هويّت و وجود آن حادثه نيست و اگر فرض كنيم آن حادثه در قطعهء ديگر و در مرتبهء ديگر از زمان باشد ديگر آن حادثه آن حادثه نيست يعنى زمان هر موجودى مقوّم ذات آن موجود است و زمان ، واقعيتى خارج از هويت و شخصيت واقعى موجودات زمانى نيست ؟ يكى از بهترين نتايجى كه از اصل « اصالت وجود » و اصل « تشكيك وجود » استنتاج مىشود همين است كه مرتبهء هر وجودى مقوّم ذات آن وجود است و حتى در مراتب زمانى نيز زمان ، خارج از هويّت و تشخص واقعى موجودات نيست . معمولًا زمان را به منزلهء ظرفى خارج از حقيقت وجود موجودات زمانى فرض مىكنند يعنى زمان را موجودى عليحده و زمانيات را موجودات ديگرى فرض مىكنند