مرتضى مطهرى
563
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مىرساند و آن اينكه موجود معدوم و معدوم موجود نمىشود و همه چيز ازلى و ابدى است . اما راه اول كه اولين بار توسط لاوازيه پيموده شده از دو جنبه مورد خدشه و مناقشه واقع شده : يكى از اين جنبه كه تجربيات و مطالعات دانشمندان بعدى پايهء اصل بقاى ماده را متزلزل ساخته و ثابت كرده كه فرض اجسام و مواد فنا ناپذير و غير قابل زوال صحت ندارد و فرضاً ما ناچار بشويم كه براى موجودات اين جهان يك مايهء اصلى و « هيولاى اولى » قائل شويم و نام آن را « مادة المواد » بگذاريم آن مادة المواد به درجاتى سادهتر و بسيط تر از اجرام و موادى است كه لاوازيه فرض كرده ، و فرض آن مادة المواد با موجود شدن و معدوم شدن و حادث شدن و فانى شدن حقيقى و واقعى اشياء منافات ندارد . بحث مادة المواد با توجه به سير تاريخى آن مسأله از قديمترين ازمنه تا عصر حاضر ، در مقالهء 10 خواهد آمد و در آنجا در اطراف قانون لاوازيه و آنچه علم امروز دربارهء اين قانون مىگويد بحث خواهد شد . ديگر آنكه ما فرضاً اجرام و مواد مورد فرض لاوازيه را ثابت و لايزال بپنداريم نمىتوانيم به مدعاى وى كه اعم از دليلى است كه آورده تسليم شويم ، زيرا حداكثر دليل تجربى او اين است كه مواد و اجرام جهان ثابت و هميشگى است و حال آنكه مدعاى وى اعم از مواد و اجرام است و شامل همه چيز است يعنى لاوازيه به جاى اينكه بگويد « اجرام اين جهان ثابت و لايتغير هستند » گفته است « همه چيز ثابت و لايتغير است » و به جاى اينكه يك قانون علمى شيمى را بيان كند يك اصل فلسفى را بيان كرده است . اما راه دوم كه سؤال گذشته نيز متوجه همان است هر چند خيلى بسيط و ساده به نظر مىرسد و هر كسى خود را قادر مىبيند كه آن را طرح كند ولى توفيق يافتن به جواب دقيق و خالى از مناقشهاى براى وى صعوبت و دشوارى زيادى همراه دارد . پاسخ اجمالى كه به اين اشكال بايد داده شود اين است كه آرى موجود معدوم و معدوم موجود نمىشود ولى لازمهء اينكه موجود معدوم نشود و معدوم موجود نشود ازلى و ابدى بودن اشياء و نفى حركت و تغيير و كون و فساد نيست بلكه صحت اين قانون از دريچهء نظر فلسفى با صحت و قبول نظريهء تبدلات ذاتى و جوهرى اشياء و اينكه « همه چيز در جهان طبيعت در يك تغيير دائم است و ذات هيچ چيز در دو لحظه باقى نيست » منافات ندارد از اين راه كه عدم همواره نسبى است و هر چيزى كه در يك لحظه موجود و در