مرتضى مطهرى

560

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

قدما بايد به واقع نظر داشت و معناى اينكه مىگوييم ماهيت به خودى خود نمىتواند موجود باشد يعنى قطع نظر از علت خارجى نمىتواند در واقع موجود باشد ولى با فرض علت خارجى واقعا موجود است ولى بنا بر اصالت وجود بايد نظر به اعتبار ذهن داشت و معناى اينكه مىگوييم « ماهيت به خودى خود نمىتواند موجود باشد » يعنى قطع نظر از اعتبار ذهن نمىتواند موجود باشد و با اعتبار ذهن به نحو مجاز موجود است ، و از اين رو امكان ذاتى ماهيت شئ به حسب نظر قدما ملازم با معلوليت آن شئ است ولى بنا بر اصالت وجود ملازم با آن نيست و به تعبير ديگر نظر قدما در امكان ذاتى ماهيت به نيازمندى ماهيت است به حيثيت تعليلى و واسطه در ثبوت ، ولى نظر ما در امكان ذاتى ماهيت كه مبتنى بر اصالت وجود است ، به نيازمندى به حيثيت تقييديه و واسطه در عروض است . بنا بر اصالت وجود با قطع نظر از حيثيت تقييديه و واسطه در عروض براى ماهيت ، از موجوديت يا معدوميت يا از نيازمندى وى به حيثيت تعليليه يا عدم نيازمندى به آن نمىتوان دم زد و با در نظر گرفتن حيثيت تقييديه و واسطه در عروض ، ماهيت در نيازمندى به حيثيت تعليليه و عدم نيازمندى تابع همان واسطه است كه آن واسطه همانا وجود آن ماهيت است يعنى اگر وجود ، معلّل است ماهيت نيز بالعرض معلّل است و اگر وجود غير معلّل است ماهيت نيز بالعرض غير معلّل است و ماهيت در ذات خود نه معلّل است و نه مستغنى از علت . از اين جا معلوم مىشود كه اصالت وجود تا چه اندازه سرنوشت مسألهء « ضرورت و امكان » را تغيير مىدهد ، زيرا از مجموع آنچه گفته شد معلوم شد كه ضرورت به هيچ معنا ( نه بالذات و نه بالغير ) با ماهيت ارتباط پيدا نمىكند و خالص از براى وجود است ، و معلوم شد كه يك نوع امكان ذاتى در وجودات هست كه مغاير است با امكان ذاتى ماهيات ، و معلوم شد كه امكان ذاتى ماهيت به آن معنا كه قدما فرض مىكردند معنا ندارد ، و معلوم شد كه اساس نظريهء قدما در باب منشأ ضرورت و امكان و امتناع كه هر يك از اين سه را خاصيت مخصوص برخى ماهيات مىدانستند غلط است و ضرورت شأن وجود و امكان شأن ماهيت و امتناع شأن عدم است . از اين قسمتها فقط اين جهت كه « ضرورت ذاتى شأن وجود است » قبل از طلوع نظريهء اصالت وجود از روى قرائن ديگرى در مسألهء نفى ماهيت از ذات واجب الوجود ابراز شده و اما اين جهت كه « وجوب غيرى نيز شأن وجود است » و همچنين اينكه « وجودات ، امكان فقرى دارند » بعد از طلوع نظريهء اصالت وجود ابراز