مرتضى مطهرى

561

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

شده و از كلمات صدرالمتألهين استفاده مىشود . و اما اينكه « امكان ذاتى ماهيات به آن معنى كه قدما فرض كرده بودند غلط است و به معناى ديگرى صحيح است » و همچنين اينكه « هر يك از وجوب و امكان و امتناع به ترتيب خاصيت هر يك از وجود و ماهيت و عدم است » براى اولين بار در اين كتاب ابراز شده و از اصالت وجود استنباط شده است . اينكه « معناى امكان ذاتى ماهيت بنا بر اصالت وجود با آنچه قدما فرض كرده‌اند فرق مىكند » نكته‌اى است عالى و ارجمند و طرز استدلال را در بسيارى از مسائل تغيير مىدهد و اين نكته از نظر صدرالمتألهين نيز كه قهرمان اصالت وجود شمرده مىشود مخفى مانده و روى همين جهت در كتب خويش و مخصوصاً در اسفار در مسائل « امكان ذاتى » در حيص و بيص سختى گرفتار شده و قسمتى از اشكالات ، لا ينحل مانده و روى همين غفلت در برخى مسائل كه مربوط به اين مطلب بوده در يك جا به پيروى از ديگران طورى اظهار نظر كرده و در جاى ديگر خودش به اشتباه خويشتن پى برده و طورى ديگر اظهار نظر كرده است و ما براى آنكه بيش از اين اطاله نكنيم از توضيح بيشتر خوددارى مىكنيم . آيا موجود معدوم مىشود ؟ بنا بر آنچه در اين مقدمه گفته شد كه « ضرورت » خاصيت وجود است و در خود اين مقاله به اين صورت استدلال شده : « واقعيت هستى يك ماهيت هرگز نمىتواند مقابل خود را كه ارتفاع واقعيت است بپذيرد و واقعيت وى لا واقعيت شود يعنى هيچ واقعيتى را نمىتوان از خودش سلب كرد اگر چه از غير مورد خودش جايزالسلب است » و همين مطلب در مقالهء 7 به اين عبارت گذشت : « واقعيت هستى ، مقابل خود را ( نيستى ) بالذات نپذيرفته و هرگز به وى متصف نمىشود يعنى هستى نيستى نمىشود » دو سؤال مهم پيش مىآيد كه نمىتوان ناديده گرفت و پاسخ به اين دو سؤال غور فوق العاده‌اى را در يك رشته مسائل منطقى و فلسفى ايجاب مىكند . آن دو سؤال از اين قرار است : سؤال اول : بنا بر اينكه موجوديت ، خاصيت ذاتى وجود است و از وى سلب