مرتضى مطهرى
547
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
قانون جبر علّى و معلولى گفتيم تا اندازهاى معناى ضرورت بالذات و بالغير روشن شد ولى براى مزيد توضيح لازم است اقسام ضرورت و امكان و امتناع را به حسب آنچه عقل اعتبار كرده است و مطابق آخرين تحقيقاتى كه در اين زمينه شده بيان كنيم : هر يك از اين مواد سه گانهء عقلى به حسب فرض ابتدائى يا بالذات است يا بالغير . ضرورت بالذات يعنى اينكه موجودى بدون استناد به هيچ علتى موجود بوده و قائم بالذات باشد و عدم بر ذات او محال باشد . چنين موجودى را ما « واجب الوجود » مىخوانيم . ضرورت بالغير يعنى اينكه موجودى در وجودش مستند به غير باشد و از ناحيهء آن غير كه علت وجود اوست وجود و ضرورت وجود كسب كرده باشد . امتناع بالذات يعنى اينكه چيزى بالذات وجود بر او محال باشد مثل اجتماع نقيضين و صدفه و طفره و غيره . امتناع بالغير يعنى اينكه چيزى بالذات وجود بر او محال نيست بلكه اگر علت وجود دهندهاى در كار باشد موجود خواهد شد لكن چون علتش موجود نيست آن نيز قهراً و جبرا موجود نيست ؛ پس به واسطهء نبودن علت ، آن چيز امتناع وجود پيدا كرده و چون اين امتناع از ناحيهء عدم علت است آن را « امتناع بالغير » مىخوانيم . امكان ذاتى عبارت است از اينكه شئ به حسب ذات نه ضرورت وجود داشته باشد و نه امتناع وجود ، بلكه به حسب ذات هم قابل موجود شدن است و هم قابل معدوم شدن ، مثل همهء امورى كه در اين جهان پديد مىآيند و از بين مىروند . امكان ذاتى با ضرورت بالغير و امتناع بالغير منافات ندارد زيرا اشكالى ندارد كه شئ به حسب ذات ، لا اقتضا باشد يعنى نه ضرورت وجود داشته باشد و نه امتناع وجود لكن به حسب اقتضاى غير ، ضرورت يا امتناع پيدا كند و چون علت ، ضرورت دهنده به معلول است هر ممكن بالذاتى در حال وجود ، ضرورت بالغير دارد و در صورت عدم ، امتناع بالغير . و اما امكان بالغير معنا ندارد ؛ يعنى معقول نيست كه امكان از ناحيهء غير براى شئ حاصل شود زيرا آن شئ به حسب ذات يا ممكن است يا واجب يا ممتنع ، اگر ممكن است پس به حسب ذات واجد امكان است و معنا ندارد كه از ناحيهء غير به او امكان برسد و اگر واجب يا ممتنع است لازم مىآيد كه واجب بالذات و ممتنع بالذات