مرتضى مطهرى

540

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

منشأ ضرورت و امكان در اينجا ما عقايد ديگرى كه در اين زمينه ابراز شده بيان مىكنيم و از قديم‌ترين زمانها شروع مىكنيم تا ضمناً سير تحولى اين مسأله را نيز فىالجمله بيان كرده باشيم و نظريهء خود را بعداً تحت عنوان « اصالت وجود ، و ضرورت و امكان » بيان خواهيم كرد . آنچه از زمانهاى بسيار قديم در اين زمينه رسيده اين است كه هر يك از ضرورت و امكان و امتناع ، خاصيت مخصوص برخى از ماهيات و ذوات هستند يعنى ماهيات بالذات مختلفند و خاصيت بعضى از آنها ضرورت وجود و خاصيت بعضى امكان وجود و خاصيت بعضى امتناع وجود است و لهذا ماهيات از اين لحاظ بر سه قسم‌اند : واجب الوجود ، ممكن الوجود ، ممتنع الوجود . اين دسته واجب و ممكن و ممتنع را اين طور تعريف كرده‌اند : « واجب آن است كه ذات و ماهيتش مقتضى وجودش است و ممتنع آن است كه ذات و ماهيتش مقتضى عدمش مىباشد و ممكن آن است كه ذات و ماهيتش نسبت به وجود و عدم لا اقتضاست » . بعداً فلاسفه اندكى دقيق شدند و اين بيان را خيلى ناقص بلكه كودكانه ديدند و گفتند ذاتى كه خودش مقتضى وجود يا مقتضى عدم خويش باشد معنا ندارد و چگونه ممكن است كه يك چيز خودش وجود دهنده يا معدوم كنندهء خودش باشد و گفتند اگر واجب الوجودى داشته باشيم به اين معناست كه ذاتى است كه وجودش از ناحيهء علت خارجى به وى نرسيده و اگر ممتنع الوجودى داشته باشيم به اين معناست كه عدمش معلول علت خارجى نيست ، نه اينكه واجب الوجود ذاتى است كه خودش وجود دهندهء خويش است و ممتنع الوجود ذاتى است كه خودش معدوم كنندهء خويش است ؛ آرى ، اينقدر مىتوان گفت كه واجب الوجود ذات و ماهيتى است كه اگر عقل آن را تصور كند موجوديت را از حاقّ ذات آن ماهيت انتزاع مىكند - همان طورى كه چون عدد 4 را تصور مىكند جفت بودن را از حاقّ ذات وى انتزاع مىكند و خلاف آن را محال مىداند - و ممتنع الوجود ماهيتى است كه اگر عقل آن را تصور كند معدوميت را از حاقّ ذات وى انتزاع مىكند . پس واجب الوجود ذاتى است كه از ناحيهء غير و معلول غير نيست و عقل از حاقّ ذات وى موجوديت را انتزاع مىكند و ممتنع الوجود ذاتى