مرتضى مطهرى
452
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ارتباط اعتباريات با حقايق مترتبه به آنها يا كيفيت ارتباط علوم مجعوله انسان با خواص واقعى وى چنان كه در آغاز مقاله گفته شد گفتگوى ما در علوم اعتباريه در سه بخش مىباشد : ( 1 ) . كيفيت پيدايش علم اعتبارى از انسان . ( 2 ) . كيفيت پيدايش كثرت در علوم اعتباريه ( انقسامات ) . ( 3 ) . كيفيت ارتباط علوم اعتباريه با آثار واقعى و حقيقى يعنى با اعمال خارجى وجود انسان . انسان با پيمودن اين سه مرحله ، خود را به حقايق يعنى به خواص واقعى خود ارتباط داده و به عبارت ديگر علوم ساخته خود را توسيط نموده و با حقايق كمالى خود استكمال مىورزد . بحثهايى كه تا كنون در اين مقاله انجام دادهايم به دو مرحله اولى از اين سه مرحله بستگى داشت ، اينك مىخواهيم كم و بيش در مرحلهء سوم به اندازه ظرفيت اين مقاله به گفتگو بپردازيم . مقدمتاً نظريات زيرين را بايد در نظر گرفت : ( 1 ) . تا آنجاى جهان ماده كه پاى مشاهده و آزمايش خود را رسانيدهايم و تا آنجا كه موجوداتى يافتهايم و به بررسى پرداخته و به دست آوردهايم هر موجودى داراى فعاليتى در دايرهء هستى خود بوده و موجود غير فعال نداريم . ( 2 ) . فعاليت هر موجودى مناسب و ملايم وجود خودش ( به نفع هستى و بقاى خود ) مىباشد و از اين روى موجودى كه به سوى نابودى يا ضرر خود قدمى بردارد سراغ نداريم و اين نظريه البته نيازمند به توضيح مىباشد . در بحثهاى گذشته توضيح نسبتا كافى در اين باب دادهايم . ( 3 ) . اين فعاليت ، پيوسته به واسطه حركتى است ( حركتهاى گوناگون كه در هر موجود مناسب با ذاتش انجام مىگيرد ) كه موجود فعال انجام داده و به غايات حركات كه كمال وى مىباشد نائل شده و هستى خود را تكميل مىنمايد ( البته خود وجود وى نيز از قانون حركت مستثنى نبوده و چنان كه در مقالههاى آينده به يارى خدا به ثبوت خواهيم رسانيد با « حركت جوهرى » متحرك مىباشد و نزديك به اين سخن از دانشمندان امروزه نيز به طور فرضيه مىشنويم : « جهان طبيعت حركت » ) .