مرتضى مطهرى

447

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مىشود - و همهء صداها در افادهء اين غرض يكسان بوده و تميزى لازم نيست - ولى پس از چند بار تكرار ، ذهن مخاطب ميان مقصود و صدا يك نحو ملازمه ( نظير تداعى معانى ) معتقد شده با شنيدن صدا از دور به سوى مادر به قصد دانه مىشتابد . و از طرف ديگر اختلاف احساسات درونى مانند مهر و كينه و دوستى و دشمنى و انفعال و شفقت و تملق و شهوت جنسى و غير آنها در شكل صدا اختلافاتى غير قابل انكار به وجود مىآورد و به اين وسيله صداها تنوع پيدا كرده و كم و بيش تميز و تعدد مىپذيرند و در اين مرحله مستمع يك گام فراتر گذاشته و با صداهاى مختلف به مقاصد نسبتاً گوناگونى استدلال كرده و به چيزهايى غايب از حواس پى مىبرد ولى باز چنان كه روشن است دلالت صدا بر مقصود ، عقلى و طبيعى است و در اين حال ذهن مستمع و خاصه انسان به رابطهء ميان حادثه و صداى ويژهء وى كم و بيش آشنا مىگردد و كم‌كم حوادث را با صداهاى ملازم وجود آنها حكايت مىنمايد و در نتيجه حروف تهجّى از همديگر تميز پيدا كرده و كلمات مركبه پيدا مىشود چنان كه مىبينيم مقدار زياد و معتنابهى از كلمات در لغتهاى گوناگون حكايت اصواتى است كه در حوادث صدادار ، مقارن حادثه پيدا مىشوند و در اين باب استعمال اشاره با دست و سر و چشم و ساير اعضا ، زياد مؤثر هستند و مقارن اين احوال ، ديگر انسان به مجرد شنيدن كلمه ، بى توقف به ياد حادثه مىافتد و دلالت عقلى و طبعى جاى خود را به دلالت لفظى مىدهد و انسان با پيدا كردن شعور به اين خاصه ، كار تكلّم را يكسره مىنمايد ، تا كار به جايى مىرسد كه انسان هنگام سخن گفتن يا سخن شنيدن از الفاظ غفلت كرده و تنها متوجه معنى مىشود چنان كه گويى معنى را مىگويد يا مىشنود يعنى معنى به حسب عقيدهء وى خود لفظ گرديده و از اينجاست كه زشتى و زيبايى ، محبوبيت و منفوريت معنى در لفظ تأثير كرده و گاهى مىشود كه صفتى از معنايى به لفظى و از لفظ به معناى ديگر و همچنين . . . سرايت مىكند . اينجاست كه كار اعتبار تمام شده و به حسب اعتبار ، لفظ عين معنى مىشود . آنگاه اختلاف محيطهايى كه افراد انسان به واسطهء مهاجرت و انشعابات قومى به وجود آورده‌اند از يك طرف و وضع الفاظ تازه به واسطه مواجهه با احتياجات تازه به واسطهء تكامل زندگى اجتماعى از طرف ديگر و انتخاب اخف و اسهل از طرف ديگر موجب اشتقاق لغتهاى متنوّعه از يك لغت اصلى و بروز و ظهور تهجّيهاى گوناگون در محيطهاى مختلف شده و تكلّمات كامله صورت مىپذيرد . در همهء كلمات ، لفظ نمايندهء معنى گرديده و بلكه در ظرف اعتبار و محيط تفهيم و تفهم ، خود معنى مىگردد .