مرتضى مطهرى
433
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نداشت ، پس وجوب چنين كار و فعلى پيش قوهء فعاله مقيد به فقدان كار بىرنج يا كم رنج بوده ؛ پس در موردى كه دو فعل بىرنج و با رنج فرض شود انتخاب بىرنج ، معيّن خواهد بود . و روى اين اصل مىباشد كه تطور و تحولى در همهء اعتباريات ، در جميع شؤون انفرادى و اجتماعى انسان ، موجود مىباشد ( و ممكن است افكار ساير جانوران زنده به ويژه افكار انفرادى آنها كم و بيش بهرهاى از اين تطور و تحول داشته باشند ) چنان كه تأثير اين اصل در عادات و رسوم و لغات در انسان بسيار روشن است . انسان پيوسته مىخواهد با سرمايه كم ، سود بسيار برد و با تلاش سبكتر ، كارى سنگينتر انجام دهد . و اگر چنانچه گاهى نتيجهء معكوس پيش آمده و سير تطورى از شكل آسانتر به حالت دشوارترى تبديل مىشود و يا عادت و رسم سادهترى به يك مرحلهء پيچيدهترى مىرسد ، نه از راه تطور تنهاست بلكه اغراض ديگرى ضميمه و پيوند اصل شده و سنگينى بار آورده چنان كه زندگى ساده و بسيط انسان اولى فعلًا به شكل بسيار دشوار و سختى افتاده ولى استفادههاى بسيار ديگرى منظور شده كه به اصل افزوده شده و حالت بغرنجى پيدا كرده ؛ مثلًا انسان اولى تنها گرسنگى احساس كرده و تنها براى سيرى ، علف يا گوشت خام مىخورده ولى انسان امروز از تغذيه ، تنها سيرى نمىخواهد و مقاصد ديگرى نيز دارد و همچنين . . . 4 . اصل استخدام و اجتماع ما در خارج به هر پديدهء مادى كه مىرسيم تركيبى يا همراه تركيبى است كه براى حفظ بقاى خود از خارج به نحوى استفاده مىنمايد و اين خاصيت در همهء موجودات و به ويژه در يك دسته از موجودات كه جانوران زنده را تشكيل مىدهند بسيار روشن مىباشد . اين دسته مثلًا آب را نوشيده و گياه يا ميوه را خورده و با به كار انداختن جهاز تغذى و هضم مخصوص خود اجزائى را كه براى بدن خود لازم دارد از وى گرفته و بازمانده را پس مىدهد و پارهاى از جانوران با پارهاى از آنها چون گرگ با گوسفند ، و باز با كبوتر ، تغذى مىنمايند و جانوران با شعورتر و به ويژه انسان اين روش را نه تنها در خواص طبيعى و لوازم مادى به كار مىبرند بلكه در هر كارى كه وابسته به احتياجات است اگر چه به وسايط زياد نيز بوده باشد روش آنها همين است . انسان اولى براى رهايى از شرّ درندگان و دشمنان خود ميان آب زندگى مىكرد و بالاى درختان يا در شكاف كوهها مىنشست و هر محذورى را با ضد آن ( تقريباً )