مرتضى مطهرى
434
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
پاسخ عملى مىداد . انسان احتياجات صناعى خود را نخست با سنگهاى تيز برنده ، پس از آن با فلزات ، پس از آن با بخار ، پس از آن با برق و مغناطيس ، سپس با شكافتن اتم تأمين مىكرده و مىكند و پس از آن . . . انسان همه گونه بهره بردارى خوراكى و دوايى و پوشاكى و نشيمنى از گياه و درخت و چوب مىكند . انسان هر جور تصرف در گوشت و استخوان و خون و پوست و شير و پشم ، حتى در مدفوعات حيوانات مىنمايد . انسان نتيجههاى گوناگون از كار حيوانات مىگيرد ، به اسب و الاغ سوار مىشود و بار مىبندد و با سگ پاس مىدهد و شكار مىكند ، با گربه موش مىگيرد و با كبوتر پيك مىفرستد و . . . راستى اگر تنها كليات تصرفات انسان در خارج شمرده شود يك رقم سر سام آور خارج از پندار پيدا مىشود . اكنون آيا اين موجود عجيب با نيروى انديشه خود اگر با يك همنوع خود ( انسان ديگر ) روبرو شود به فكر استفاده از وجود او و از افعال او نخواهد افتاد ؟ و در مورد همنوعان خود استثنا قائل خواهد شد ؟ ! بى شبهه چنين نيست زيرا اين خوى همگانى يا واگير را كه پيوسته دامنگير افراد انسان مىباشد نمىتوان غير طبيعى شمرد و خواه ناخواه اين روش مستند به طبيعت است . ولى سخن اينجاست كه : آيا روش استخدام مستقيماً و بلاواسطه مقتضاى طبيعت مىباشد و اين انديشه نخست در مغز انسان جايگير شده و در دنبال وى انديشهء ديگرى به نام انديشهء اجتماع ( گردهم آمدن و زندگى دسته جمعى كردن ) پيدا مىشود ؟ يا اينكه انسان با مشاهدهء همنوعان خود اول به فكر اجتماع و زندگى دسته جمعى افتاده و افراد نوع به همديگر گراييده و زندگانى تعاونى را پى جويى نموده و همه از همه برخوردار مىشوند و ضمناً گاهى يا بيشتر اوقات ، اجتماع از مجراى طبيعى خود منحرف شده و مبدّل به يك تودهء هرج و مرج و سود برى و رنج كشى و بالاخره بردگى و استثمار مىشود ؟ ما گمان مىكنيم كه يك بررسى يا تماشاى فعاليتهاى ابتدائى نوع انسان و روشهاى سادهء بيشتر انواع ديگر حيوان و همچنين بررسى تجهيزات طبيعت ، پاسخ حقيقى اين پرسش را مشخص مىسازد . درست است كه ساختمان كالبد انسان با جهاز تغذيهء - نسبتاً - اجتماعى مجهز مىباشد ، فرد مادهء انسان پستان دارد كه دقيقاً براى بيرون دادن شير آماده است و پشت سر اين دستگاه دستگاه دقيق ديگرى براى ساختن شير درست شده و بدن با وى مجهز گرديده و از طرف ديگر فرد ديگر ( كودك ) با لب و دهانى مجهز مىباشد كه