مرتضى مطهرى

429

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

پس اعتباريات عملى بر دو قسمند : اعتباريات ثابته كه انسان از ساختن آنها ناگزير است و اعتباريات متغيره . آنچه بيانات گذشته تا كنون نتيجه داده اين است : انسان يا هر جانور زنده ، ميان خود ( قواى فعاله ) و ميان حركات حقيقى و خواص و افعال اختيارى خود اجمالًا يك سلسله ادراكات و علومى را ساخته و توسيط مىنمايد . ولى آيا آنها را چگونه ساخته ؟ و آنها چه انقسامات و احكامى دارند ؟ و آنها چگونه با خواص و افعال حقيقى انسان ارتباط پيدا مىكنند ؟ پرسشهايى هستند كه هنوز پاسخ تفصيلى آنها داده نشده اگر چه شالودهء سخن در بيان گذشته ريخته شده . ريشه اعتباريات و آغاز پيدايش آنها چنان كه از بيان گذشته دستگير مىشود قواى فعاله انسان چون فعاليت طبيعى و تكوينى خود را روى اساس ادراك و علم استوار ساخته ناچار است براى مشخص كردن فعل و مورد فعل خود يك سلسله احساسات ادراكى چون حب و بغض و اراده و كراهت به وجود آورده و در مورد فعل به واسطه تطبيق همين صور احساسى ، متعلّق فعاليت خود را از غير آن تميز داده و آنگاه مورد تطبيق را متعلّق قوه فعاله قرار داده ( معناى بايستى را به وى داده ، وجوب ميان خود و ميان او گذشته ) و فعل را انجام دهد و آزمايش ممتد در افراد انسان و ساير جانوران زنده همين نظر را تأييد مىكند . شاخه‌هاى اعتباريات ( انقسامات ) چنان كه از نتيجه 6 كه در آغاز سخن گرفتيم روشن است ، در مورد اعتباريات نمىتوان دست توقع به سوى برهان دراز كرد زيرا مورد جريان برهان ، حقايق مىباشد و بس . و از راه ديگر در نوع انسان مثلًا كه روزگارهاى دراز و سده‌هاى متراكم از تاريخ پيدايش وى كه به ما تاريك است گذشته و به واسطهء تكاثر تدريجى جهات احتياج فردى و نوعى كه روز به روز كشف شده و هر روز اعتبارياتى و افكارى تازه‌تر و پيچيده‌تر به گذشته افزوده ، نمىتوان از ميان انبوه توده‌هاى متراكم اعتبار ، ريشه‌هاى اصلى را پيدا نمود . ولى چيزى كه هست اين است كه اجتماع امروزه ما با معلومات اعتبارى و اجتماعى تدريجاً و به مرور زمان روى هم چيده شده و از اين روى ما مىتوانيم با