مرتضى مطهرى
255
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اينها معتبر است زيرا در اين علوم جز روابط و مناسبات ظاهرى اشيائى كه قابل احساس و آزمايش هستند مورد نظر قرار نمىگيرد . روانشناسى نيز معتبر است زيرا اين فن با اسلوب جديد خود از ماوراء عوارض و حالات نفسانى ( از قبيل بحث از جوهريّت و عدم جوهريّت روح ) چشم مىپوشد و صرفا فنومنهاى نفسانى و روابط و مناسبات آنها را جستجو مىكند . رياضيات نيز معتبر است زيرا اولًا پيدايش مفاهيم رياضى از قبيل عدد و خط و سطح و جسم ، مبدأ و منشأ حسى دارد و ثانياً صحت مسائل رياضى را مىتوان عملًا تأييد و تثبيت كرد . و اما آنچه از اين قبيل نيست ، خواه مربوط به طبيعت باشد از قبيل بحث از حقيقت جسم طبيعى و اينكه آيا جسم در آخرين حد تجزيهء خود . مركّب است از اجزاء خالى از بعد و يا آنكه واحد حقيقى جسم واجد بعد و شكل و مقدار است و خواه مربوط به ماوراء الطبيعه باشد از قبيل بحث از وجود روح مجرد و وجود خدا و مباحث مربوط به جوهر و عرض و دور و تسلسل و مانند اينها ، تحقيق با اسلوب فنى دربارهء آنها نفياً و اثباتاً خارج از قلمرو فكر بشر است . حسيون كه در بالا عقيدهء آنها را راجع به « راه حصول علم » بيان كرديم پيرو اين نظريهاند زيرا آنان از طرفى عقيده دارند كه « در عقل جز آنچه به حس در آمده باشد چيزى موجود نيست » و كار عقل را منحصر به تصرف در صور محسوسه مىدانند بدون آنكه بتواند غير از صور محسوسه ، تصورى را زياد كند و از طرف ديگر به محدوديت عمل حواس پى بردهاند و دانستهاند كه فقط امور معيّنى است كه به احساس در مىآيد . از اين دو مقدمه نتيجه گرفتهاند كه قدرت قضاوت فكرى بشر محدود است به امور حسى و محسوسات . لهذا فلسفه به معناى حقيقى كلمه - يعنى فنى كه صرفاً متكى به معقولات باشد - در نظر اين دسته جز لفاظى و خيالبافى چيزى نيست . به عقيدهء اين گروه ، علم منفك از حس و فلسفهء منفك از علم وجود ندارد . سيستمهاى فلسفى حسيون مانند خود علوم حسى محدود است به يك سلسله مسائل كه از حدود توجيه عوارض و ظواهر طبيعت تجاوز نمىكند . معمولًا در اصطلاحات اين دسته هر گاه « فلسفه » گفته شود منظور يك سلسله مسائل تعقلى و نظرى خالص نيست بلكه پارهاى از مسائل فيزيكى يا رياضى يا علمالنفسى و حداكثر منطقى كه جنبهء عموميت بيشترى دارد به نام « فلسفه » خوانده مىشود .