مرتضى مطهرى
239
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
هم براى آنها تهيه كرده بودم ، از تتميم آن صرف نظر كردم و اميدوارم كه خوانندهء محترم كه تا كنون به لحن اين مقالات كم و بيش آشنا شده است از خود متن مقاله بهرهء وافى و كافى ببرد ؛ و البته اگر بنا بشود به همين ترتيب براى ساير مقالات پاورقى نوشته شود با در نظر گرفتن عوائق و موانعى كه تا كنون براى اينجانب بوده و هست مدت زيادى وقت لازم خواهد بود كه اين مقالات به اتمام برسد . روى اين جهت شايد براى مقالات بعدى تصميم ديگرى اتخاذ و ترتيب ديگرى در نظر گرفته شود . با آنكه دست يافتن به معماهاى فلسفى منتهاى آرزو و غايت اشتياق غريزى انسان است و موفقيت در اين راه اعماق وجدان و بطون ضمير انسان را خرسند مىسازد ، غموض و پيچيدگى طبيعى مسائل فلسفى از يك طرف و جمود و خشكى آنها يعنى بر كنار بودن آنها از مداخلهء عواطف و احساسات و سر و كار داشتن با منطق و تعقل محض از طرف ديگر ، موجب شده كه فلسفه در نظر غالب اشخاص با يك قيافهء عبوس و گرفتهاى جلوه كند . ولى ترديدى نيست كه سبك نگارش و طرز تفهيم مطالب ، عامل مهمى براى آسان كردن يا دشوار ساختن مطالب محسوب مىشود و همان طورى كه در مقدمهء جلد اول ياد آور شديم در اين كتاب حتىالامكان سعى شده كه مطالب ، ساده و دور از اصطلاحات نامفهوم بوده و در خور فهم عموم اشخاصى باشد كه آشنايى مختصرى با فلسفه دارند . حسن استقبال و مزيد عنايتى كه از طرف عموم علاقهمندان به معرفت نسبت به جلد اول شد مىرساند كه سعى ما به نتيجه رسيده است . تذكر اين نكته لازم است كه مىبينيم بسيارى گمان كردهاند كه منظور اصلى اين كتاب فقط انتقاد و ردّ فلسفهء مادى است ، لهذا ناچاريم كه مجدداً در مقدمهء اين جلد ياد آور شويم كه هدف و مقصد اين كتاب ، عالىتر از اين است ، و اگر مقصود فقط رد فلسفهء مادى و بيان انحرافات ماترياليسم ديالكتيك بود اينقدر به خود زحمت نمىداديم و مباحث عميق و دقيق فلسفه را طرح نمىكرديم . ما در همين دو مقاله به مباحث و مسائلى بر مىخوريم كه پيشروان فلسفهء مادى بويى از آنها نبردهاند و