مرتضى مطهرى
197
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
علم و معلوم ( ارزش معلومات ) بررسى مسألهء علم و معلوم را از لحاظ اهميت در جرگهء مسائل درجه يك فلسفه بايد قرار داد زيرا تا ما هستيم سر و كارى به غير علم نداريم . البته اين سخن را نبايد از ما دليل سفسطه گرفت ، زيرا سوفسطى مىگويد ما پيوسته علم مىخواهيم و علم به دست ما مىآيد و ما مىگوييم ما پيوسته معلوم مىخواهيم و علم به دست ما مىآيد و فرق ميان اين دو سخن بسيار است . چنان كه در مقالههاى گذشته گفته شد هر علم با معلوم خود از جهت مهيّت يكى است ( و از هر فيلسوفى حتى فلاسفهء ماديين و حتى از بزرگان فلسفهء ماترياليسم ديالكتيك نيز اگر از تعريف علم و معلوم پرسيده شود خواهند گفت « معلوم » مرتبهء ترتب آثار يا منشئيّت آثار چيزى است و « علم » يا « صورت علمى » مرتبهء عدم آثار و عدم منشئيّت آثار همان چيز است ) و از اين روى انطباق علم به معلوم ( فى الجمله ) از خواص ضروريهء علم خواهد بود ؛ و به عبارتى واضحتر واقعيت علم واقعيتى نشان دهنده و بيرون نما ( كاشف از خارج ) است و هم از اين روى فرض علمى كه كاشف و بيرون نما نباشد فرضى است محال و همچنين فرض علم بيرون نما و كاشف ، بى داشتن يك مكشوف بيرون از خود فرضى است محال . پس اين پرسش پيش مىآيد : علم كه داراى واقعيت مىباشد چگونه ممكن