مرتضى مطهرى

198

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

است خطا نموده 1 و از معلوم خارج از خود تخلف نمايد با اينكه تخلف و اختلاف در مورد علم بسيار است ؟ اكنون ما براى روشن ساختن معنى اين سخن به توضيح بيشترى مىپردازيم . علم با تقسيم اوّلى منقسم است به علم تصورى و تصديقى . « علم تصورى » علمى است كه مشتمل به حكم نيست ، مانند صورت ادراكى انسان تنها ، اسب تنها ، درخت تنها . « علم تصديقى » علمى است كه مشتمل به حكم بوده باشد ، مانند صورت ادراكى « چهار بزرگتر از سه است » ، « امروز پس از ديروز است » ، « انسان هست » ، « درخت هست » . ( 1 ) . بزرگترين دست آويز سوفسطائيان براى اثبات واقعى نبودن دنياى خارج و نفى مطلق ارزش معلومات ، خطاى حواس است به اين بيان : جميع معلومات انسان از راه احساس به دست آمده‌اند و احساس دليل بر وجود واقعى محسوس نيست زيرا همه كس مىداند كه حواس ما گاهى يك چيز را مختلف نشان مىدهند ( مثال آب سرد و گرم كه در متن ذكر شده ) و البته ممكن نيست يك شئ واقعى به طور مختلف وجود داشته باشد ، و گاهى يك چيز را به نحوى نشان مىدهند كه يقين داريم دروغ است ( مثال قطرهء باران و شعلهء جواله و غيره كه در متن ذكر شده ) . پس معلوم مىشود كه « احساس » دليل بر وجود واقعى محسوس نيست . و چون جميع معلومات و اطلاعات ما راجع به دنياى خارج ، منشأ حسى دارند و از راه حس به دست آمده‌اند پس هيچيك از ادراكات و علوم ما ارزش واقعى ندارند . اين مغلطه از آن جهت كه براى انكار يك امر بديهى ( وجود دنياى خارج ) كه ذهن هر كس حتى خود شخص مغلطه كننده به آن اذعان دارد بيان شده است ارزش علمى ندارد و اگر كسى فرضاً از طريق استدلال علمى نتواند جواب اين مغلطه را بدهد ، از آن جهت كه خلاف يك امر بديهى است ، در مغلطه بودنش ترديد ندارد . ولى در عين حال دانشمندان اين مغلطه را بدون پاسخ نگذاشته‌اند و ما براى روشن شدن ذهن خوانندگان ، به بياناتى كه دانشمندان در اين زمينه كرده‌اند ، چه در مقام پاسخ به اين اشكال و چه مستقلًا در مقام توجيه خطاى حواس ، اشاره مىكنيم .