مرتضى مطهرى

186

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

قدما آنطور كه ابتدائاً به نظر مىرسد يك « متصل واحد » نيست بلكه مركّب است از ذرات بسيار كوچك كه جسم واقعى آنها هستند ، اختلاف و تنوع اجسام محسوس تنها در اثر اختلاف شكل و اندازه و وضع ذرات آنهاست و آن ذرات دائماً در جنبش و حركت هستند و آنچه منشأ ديدن و شنيدن و ساير احساسها مىشود غير از همان ذرات كه در حركت هستند چيز ديگرى نيست و آنچه ما به وسيلهء حواس خود به عنوان رنگ يا طعم يا بو يا صوت ادراك مىكنيم عينيت خارجى ندارند ، فقط يك سلسله حالات ذهنى هستند كه نمايندهء تأثيرات مختلف ذرات مىباشند و به قول بعضى از دانشمندان : « طبيعت داراى رنگ و بو و صدايى نيست ، ما هستيم كه براى آن ، اشعهء زرين آفتاب و عطر فرح بخش گل و صداى دلنواز بلبل ساخته‌ايم . » خود ذيمقراطيس نيز تصريح كرده است كه اين صورى كه ما از اشياء به وسيلهء حواس خود ادراك مىكنيم دليل بر حقيقت اشياء خارجى نيست بلكه نمايندهء تأثيرات مختلف ذراتى است كه از اجسام خارج مىشوند و داخل عضو حاسهء ما مىگردند . از ذيمقراطيس نقل شده كه گفته است : « بر حسب قرار داد شيرين شيرين است ، بر حسب قرارداد تلخ تلخ است ، بر حسب قرار داد گرم گرم است ، بر حسب قرار داد سرد سرد است ، بر حسب قرار داد رنگ رنگ است ، ولى اگر حقيقت را بخواهيد اينها فقط ذرات هستند و خلأ . » و از جمله دانشمندان حسى كه نظريهء دكارت و پيروانش را راجع به « معقولات صرفه » نفى كردند و به پيروى جان لاك قائل به اصالت حس شده جميع معلومات را مستند به حس دانستند جرج بركلى ( 1685 - 1753 م ) و ديويد هيوم « 1 » ( 1711 - 1776 م ) مىباشند . اين دو نفر در نفى ارزش محسوسات كه به عقيدهء آنها مبدأ اصلى علم هستند از دكارت و ژان لاك نيز جلوتر رفتند ؛ مثلًا دكارت بعد و شكل و حركت را در جسم ( خواص اوليه ) كه به عقيدهء او معقول‌اند نه محسوس ، حقيقى مىدانست و تنها خواص ثانوى از قبيل صوت و رنگ و طعم و حرارت را كه محسوس‌اند بى حقيقت