مرتضى مطهرى

185

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

« خاصيت نخستين » مىناميم ، مانند جرم و بعد و شكل و حركت يا سكون . بعضى خاصيتها مربوط به ذات جسم نيستند و عرض‌اند و فقط احساساتى هستند كه به واسطهء خاصيتهاى نخستين در ذهن ايجاد مىشوند ، مانند رنگ و بو ، و آنها را « خاصيتهاى دومين » مىگوييم . » البته اينجا اين اشكال پيش مىآيد كه در صورتى كه ما جميع معلومات خود را نسبت به عالم خارج - به حسب نظر لاك - مستند به حس مىدانيم و فرض اين است كه حس ارزش يقينى ندارد ، پس از چه راه مىتوانيم حكم كنيم كه بعضى از خاصيتهاى جسم ذاتى آنها هستند و بعضى عرضى و به عبارت ديگر بعضى حقيقى هستند و در خارج واقعيت دارند و بعضى ديگر صرفا ذهنى ، در صورتى كه همهء آنها به وسيلهء حس ادراك شده‌اند و چه دليلى هست كه خاصيتهاى نخستين نيز مانند خاصيتهاى دومين ذهنى محض نباشند ؟ اين اشكال است كه بعضى از دانشمندان مانند جرج بركلى را كه عقيدهء لاك را در باب « اصالت حس » پسنديده‌اند وادار كرده است كه جميع محسوسات را ذهنى بدانند ؛ و بعلاوه بنا بر اصالت حس كه لاك قائل است ، از چه راه براى يك سلسله معلومات كه آنها را « وجدانيات » يا « بديهيات » ناميد و يك سلسله معلومات ديگر كه آنها را « امور تعقلى و استدلالى » خواند ( كه در بالا در ضمن نقل كلمات خودش اشاره شد ) ارزش يقينى قائل است ؟ آيا بنا بر اصالت حس يا قبول اين جهت كه حس خطاكار است مىتوان براى غير معلومات حضوريّه ( علم نفس به خود و به انديشه و افعال و قواى خود ) ارزش يقينى قائل شد ؟ در هر صورت عقيدهء حسيون نيز دربارهء محسوسات مانند عقيدهء عقليون است و براى آنها ارزش نظرى و معرفتى قائل نيستند . در ميان فلاسفهء جديد ، مخصوصاً از قرن نوزدهم به بعد ، شايد كسى يافت نشود كه نظريهء قدما را در باب محسوسات بپذيرد . در قرن نوزدهم نظريه « اتميسم » « 1 » كه ابتدا از طرف ذيمقراطيس در قرن پنجم قبل از ميلاد در يونان ابراز شده بود در اروپا قوّت گرفت و معلوم شد جسم بر خلاف نظريهء