مرتضى مطهرى

175

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

پس بايد گفت « هر چيزى كه بر ما معلوم و مكشوف مىگردد كيفيت ظهور و نمايشش بستگى دارد به كيفيت عمل اعصاب و يك سلسله عوامل خارجى ، پس ماهيات اشياء معلومه به طور اطلاق و دست نخورده بر قواى ادراكى ظهور نمىكنند ، پس حقايق در عين اينكه حقيقت هستند نسبى و اضافى مىباشند » . اين مسلك هر چند به ادلّهء جديدى از تحقيقات دانشمندان جديد مجهز شده ولى از لحاظ نتيجه و مدلول عين مسلك شكاكان است . پيرهون شكاك معروف يونان از جمله ادلّه‌اى كه اقامه كرد بر مدعاى خود ، اختلاف كيفيت ادراك انسان و حيوان و انسانها نسبت به يكديگر و هر انسانى در حالات مختلف بود ولى با اين تفاوت كه پيرهون نتيجه گرفت « پس ما نبايد معتقد باشيم كه آنچه ادراك مىكنيم حقيقت است بلكه بايد تمام ادراكات خود را با ترديد تلقى كنيم » ولى نسبيون جديد نتيجه مىگيرند « آنچه ما ادراك مىكنيم حقيقت است ولى نسبى است ؛ يعنى حقيقت نسبت به اشخاص ، مختلف است » . دقت در اين مطلب واضح مىكند كه نتيجه‌گيرى نسبيون جديد غلط است و اساساً حقيقت نسبى معنى ندارد زيرا در مثال بالا كه دو نفر يك جسم را با دو كيفيت مختلف مىبينند خود آن جسم در واقع و نفس الامر يا داراى يكى از آن دو كيفيت خواهد بود و يا اينكه هيچيك از آن دو كيفيت را نخواهد داشت و داراى كيفيت ثالثى خواهد بود و البته ممكن نيست در آن واحد داراى هر دو كيفيت مختلف باشد ؛ در صورت اول ادراك يكى از آن دو نفر خطاى مطلق است و ادراك ديگرى حقيقت مطلق و در صورت دوم هر دو خطا كارند و در هر صورت حقيقت نسبى نا معقول است . بعضى از دانشمندان مانند بر كلى اختلاف ادراكات را دليل بر عدم وجود خارجى مدركات دانسته‌اند و بعضى ديگر از دانشمندان مانند دكارت و جان لاك و پيروان ايندو اختلاف ادراكات را فقط منحصر به مورد خواص ثانويهء اجسام دانسته و اين خواص را ذهنى و غير خارجى مىدانند . ولى مطابق عقيدهء نسبيون كه براى مدركات وجود خارجى قائل‌اند نتيجهء ادلّهء آنها مدعاى شكاكان است كه مىگويند « نمىدانيم ادراكات ما حقيقت است يا نيست » نه مدعاى خودشان كه مىگويند « حقيقت است ولى نسبى است » بلكه چنان كه گفته شد حقيقت نسبى اساساً بى معنى است . على اىّ حال نسبيون جديد در باب « ارزش معلومات » مطلب تازه‌اى علاوه بر آنچه شكاكان قديم گفته‌اند ندارند .