مرتضى مطهرى

176

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ماترياليسم ديالكتيك مدعاى نسبيون را در باب حقيقت مىپسندد و در عين حال از شكاك بودن احتراز دارد . ما بعداً در همين مقاله در اين باره گفتگو خواهيم كرد و اثبات خواهيم نمود كه ماترياليسم ديالكتيك نيز با آنكه از شكاك بودن احتراز دارد از روش يقين خارج شده و از شكاكان پيروى نموده است . راستى اگر ما دخالت اعصاب يا ذهن و بالاخره دستگاه ادراكى خود را در جميع معلومات اعم از محسوسات و معقولات بپذيريم ، صريحاً بايد به مدعاى شكاكان اعتراف كنيم و بگوييم ما نبايد اطمينان داشته باشيم كه آنچه دربارهء جهان مىفهميم با واقع و نفس‌الامر مطابق است ، ما بايد مسائل همهء علوم طبيعى و رياضى و فلسفه را با ترديد تلقى كنيم . در مقالهء 2 اشاره شد و در مقالهء 5 نيز خواهد آمد كه ذهن قدرت دارد ( فى الجمله ) به ماهيت اشياء به طور اطلاق و دست نخورده نائل شود و يك رشته مسائل است كه ذهن مىتواند با كمال جزم و يقين و اطمينان در آنها فتوا بدهد . يادآورى چند نكته در اينجا لازم است : الف . كليهء دانشمندانى كه به يك عنوان خاص از ادراكاتى كه مصداق خارجى دارند نفى اطلاق مىكنند و به تأثير و دخالت اعصاب يا مغز و بالاخره ذهن و دستگاه ادراكى در كيفيت ظهور و انكشاف جميع اشياء قائل‌اند خواه ناخواه جزء شكاكان قرار مىگيرند هر چند خودشان از شكاك بودن احتراز دارند ؛ مثلًا كانت فيلسوف شهير آلمانى با آنكه از اينكه « شكاك » يا « سوفسطائى » خوانده شود بيزارى مىجويد و خود را « نقّاد عقل و فهم انسان » مىخواند بالاخره پس از نقّاديهاى زياد ، ادلّهء جديدى ( در خصوص طبيعيات ) برله شكاكان مىآورد . مسلك « كريتى سيسم » وى يك شكل جديد از اشكال مختلف و متنوع « سپتى سيسم » است ؛ و همچنين ماترياليسم ديالكتيك كه نسبى بودن حقيقت را ( در جميع مسائل ) مىپذيرد ، از لحاظ ارزش معلومات ، شكل ديگرى از شكلهاى آن است . ب . بعضى از دانشمندان ، حقيقت حاصل از تجربه را از آن جهت كه جنبهء احتمالى دارد و موجب يقين نيست « حقيقت نسبى » اصطلاح كرده‌اند در مقابل حقيقت رياضى كه موجب يقين و قطعيت است و آن را « حقيقت مطلق » اصطلاح كرده‌اند .