مرتضى مطهرى

174

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

« رولاتيويسم » « 1 » مىخوانند . خلاصهء عقيده اين دانشمندان اين است : ماهيت اشياء كه علم به آنها تعلق مىگيرد ممكن نيست به طور اطلاق و دست نخورده در قواى ادراكى بشر ظهور كند و مكشوف گردد ، بلكه هر ماهيتى كه بر انسان مكشوف مىگردد ، دستگاه ادراكى از يك طرف ، شرايط زمانى و مكانى از طرف ديگر ، در كيفيت ظهور و نمايش شئ ادراك شده بر شخص ادراك كننده دخالت دارد ؛ و از اين جهت است كه هر فرد يك چيز را مختلف ادراك مىكند « 2 » بلكه يك نفر در دو حالت يك چيز را دو نحو ادراك مىكند . پس هر فكرى در عين اينكه صحيح و حقيقت است ، فقط براى شخص ادراك كننده - آن هم فقط در شرايط زمانى و مكانى معيّن - حقيقت است اما براى شخص ديگر و يا براى خود همان شخص در شرايط ديگر حقيقت چيز ديگرى است ؛ مثلًا من جسمى را در يك لحظهء خاص از زمان در مكان و محيط مخصوص با حجم معين و شكل و رنگ معين ادراك مىكنم ، اين ادراك صحيح و حقيقت است اما فقط نسبت به من و براى من نه نسبت به ديگرى و براى او ، زيرا شايد انسان ديگر يا حيوان ديگر كه ساختمان قواى ادراكى وى با من فرق مىكند همان شئ را در همان زمان و در همان محيط با حجم و شكل و رنگ ديگرى ادراك كند و البته براى او و نسبت به او حقيقت همان است كه خودش ادراك كرده ، خود من هم در لحظهء ديگر يا در محيط ديگر ممكن است آن جسم را با حجم و شكل و رنگ ديگرى ادراك كنم و براى من در آن لحظه و آن محيط « حقيقت » چيز ديگرى خواهد بود . اين دسته ، از تحقيقات علمى جديد بر مدعاى خود گواه مىآورند زيرا در علوم امروز ثابت شده كه اعصاب انسان با حيوان و همچنين اعصاب انسانها نسبت به يكديگر در كيفيت عمل كردن اختلاف دارند ؛ مثلًا انسانها هفت رنگ اصلى و انواع و اقسام رنگهاى فرعى را مىبينند ولى بعضى حيوانات تمام رنگها را به شكل خاكسترى مىبينند ، بعضى از افراد انسان يافت مىشوند كه كورى رنگ دارند بلكه ما در زندگى عادى خود مىبينيم كه اعصاب يك فرد در حالات مختلف دو گونه عمل مىكنند ؛ مثلًا خوردنى معيّن در حال صحت و حال مرض دو طعم دارد ، بوى معيّن گاهى خوش و مطبوع و گاهى نا خوش و نا مطبوع جلوه مىكند .