مرتضى مطهرى

172

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

يك نوع غرور و از خصائص دورهء اسكولاستيك « 1 » و قرون وسطائىها مىداند . در نظر دانشمندان جديد اعتقاد به قطعى بودن و يقينى بودن يك قانون علمى آنطور كه قدما تصور مىكردند يك عقيدهء ارتجاعى است . شايد از قرن نوزدهم به بعد در ميان دانشمندان كسى يافت نشود كه مانند قدما در طبيعيات اظهار جزم و يقين كند ( هر چند قدما هم مسائل طبيعيات و فلكيات را چندان يقينى نمىدانستند و آنها را « حدسيّات » مىخواندند ) . دانشمندان جديد هر گاه فرضيه‌اى ابراز دارند كه تجربه‌هاى موجود آن را تأييد كند ادعاى يقين مطلق دربارهء آن نمىكنند و به عنوان « حقيقت مسلّم » آن را بيان نمىكنند . اينشتين « 2 » دانشمند معروف معاصر دربارهء نظريهء معروف خود « نسبيّت » كه جانشين نظريهء جاذبهء عمومى نيوتن « 3 » در فيزيك شده است بيش از اين نمىگويد كه « تجربه‌هاى فعلى آن را تأييد كرده است » . آرى تنها مادّيون هستند كه در اين مسائل اظهار قطع و يقين مىكنند و اين مسائل را حقايق مسلّمه تلقى مىكنند و به دانشمندانى كه پديد آورندهء اين فرضيه‌ها هستند اعتراض دارند كه چرا در حقيقى بودن آنها ترديد دارند . چنان كه بعداً در همين مقاله در حاشيهء مستقلى كه آراء ماديون را دربارهء « ارزش معلومات » بيان و انتقاد مىكنيم توضيح خواهيم داد ماديون روى غرض خاص چاره‌اى ندارند جز آنكه بر خلاف همهء دانشمندان ، مسائل تجربى را يقينى بدانند و اگر غير از اين بگويند پايهء فلسفهء موهومشان خراب مىشود ؛ و از طرف ديگر مىبينند فرضيه‌هاى طبيعى بالعيان تغيير مىكند و ناسخ و منسوخ دارد ، ناچار يك مطلب موهوم ديگرى را « تكامل حقيقت » عنوان مىكنند و جار و جنجال راه مىاندازند و مىخواهند از اين راه ، هم براى علوم طبيعى ارزش يقينى قائل شوند و هم تغيير و تبديل فرضيه‌ها را توجيه كنند . گمان مىكنم كه با بياناتى كه تا كنون در اين مقدمه شده بر خوانندهء محترم روشن شده باشد كه تكامل حقيقت به معنايى كه منظور ماديين است ( تغيير تكاملى ) موهوم