مرتضى مطهرى
168
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
حقيقى بودنش بالا رفت . و همچنين ممكن است در اثر پيشرفت فيزيك يك سلسله خواص ديگرى از فلزات در حين حرارت كشف كنيم و در اثر ترقى رياضيات احكام ديگرى راجع به مثلثات به دست آوريم و در اثر پيشرفت فلسفه انواع و اقسام دور و تسلسل را بشناسيم ، ولى هيچيك از اينها ربطى به تكامل حقيقت به مفهوم فلسفى آن ندارد ؛ يعنى نه اين است كه آن حقيقت اول كه پيش ما بود رشد و كمال يافته و به تدريج حقيقتتر و صحيحتر و صادقتر شده و درجهء حقيقى بودنش بالا رفته بلكه فقط در اثر كاوشهاى علمى ، يك عده حقايق ديگرى مربوط به آن موضوع در ذهن ما حاصل شده است . حالا ببينيم منظور دانشمندان از تكامل علوم يا تكامل حقيقت چيست ؟ دانشمندان هر وقت دم از تكامل حقيقت بزنند مفهوم فلسفى آن منظور نيست بلكه يكى از دو معنى را در نظر گرفتهاند : الف . همين معنا كه در بالا اشاره شد ( توسعهء تدريجى معلومات ) . ترديدى نيست كه علوم رو به توسعه و افزايش است و تحقيقات دانشمندان هر روز فصل جديدى در هر يك از علوم باز مىكند و يا علم جديدى را در صحنهء علوم وارد مىكند . از روز اول نه هيچيك از علوم و نه فلسفه به اين توسعه كه امروز هست نبوده بلكه به تدريج كه از عمر تمدن بشر گذشته در اثر كوششهاى دانشمندان بر عدهء مسائل آنها افزوده شده است و بعداً نيز افزوده خواهد شد . گمان نمىرود در تمام جهان يك دانشمند پيدا شود كه منكر اين مطلب باشد . البته اين نوع از تكامل كه مىبايستى آن را « توسعهء تدريجى » و يا « تكامل عرضى » ناميد در فلسفه و جميع شعب علوم جارى است و ربطى به تكامل حقيقت به مفهوم فلسفى آن كه ماترياليستها دست آويز قرار دادهاند ندارد . ب . علوم تجربى يك نوع تحول و تكامل مخصوص به خود پيدا مىكند كه مىتوان آن را « تكامل طولى » ناميد ، به اين معنى كه اين علوم فقط روى فرضيه و تئورى كار مىكنند و به حسب سنخ موضوعات خود نمىتوانند مانند رياضيات و فلسفه متكى به اصول برهانى يقينى باشند و چون دليل و گواهى بر صحت اين فرضيهها جز انطباق با تجارب و نتيجهء عملى دادن نيست و انطباق با تجربه و نتيجهء عملى دادن دليل بر حقيقى بودن و يقينى بودن نمىشود و جنبهء احتمالى آن فرضيهها را از بين نمىبرد و از طرفى راه ديگرى براى به دست آوردن صحت اين فرضيهها در