مرتضى مطهرى

169

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

دست نيست ناچار همين قدر كه يك فرضيه با تجربياتى كه در دسترس بشر هست منطبق شد دانشمندان اين امر احتمالى را يك حقيقت علمى فرض و تلقى مىكنند و به عنوان يك قانون علمى مىشناسند و در كتب علمى و درسى به صورت قانون علمى ذكر مىكنند ولى هر وقت يك فرضيهء ديگرى كه در اجزاء فرضيهء اول اصلاحاتى به عمل آورده بود يا اساساً مباين با او بود پديد آمد و در هر صورت با تجربيات بيشتر و دقيق‌ترى منطبق شد فرضيهء اول از صحنهء علم خارج شده و فرضيهء دوم جاى آن را مىگيرد و به همين ترتيب . . . دانشمند طبيعى براى توجيه حوادث طبيعى ، با نيروى حدس در ذهن خود فرضيه‌اى مىسازد ، سپس صحت آن را با تجربه و نتيجهء عملى گرفتن آزمايش مىكند ؛ اگر با تجربه‌هاى موجود منطبق شد و عملًا توانست پديده‌هاى طبيعت را توجيه كند آن را به صورت يك قانون علمى در مىآورد و تا وقتى كه فرضيه‌اى جامع‌تر و كامل‌تر كه با تجربه‌هاى بيشتر و دقيق‌تر منطبق شود و بهتر بتواند پديده‌ها و حوادث طبيعت را توجيه كند نيامده است به قوّت خود باقى است و با آمدن فرضيهء كامل‌تر جاى خود را به او مىدهد و به همين ترتيب هر ناقصى جاى خود را به كامل‌تر از خود مىدهد و علوم طبيعى راه تكامل خود را به اين ترتيب مىپيمايد . عليهذا علوم تجربى علاوه بر اينكه مانند فلسفه و همهء علوم داراى يك تكامل عرضى - كه آن را در بالا « توسعهء تدريجى » ناميديم - مىباشند داراى يك تكامل طولى نيز هستند به ترتيبى كه شرح داده شد . ولى خوانندهء محترم ، خوب توجه دارد كه اين نوع تكامل نيز ربطى به مسألهء تكامل حقيقت به اصطلاح فلسفى آن ندارد ؛ يعنى اينطور نيست كه يك حقيقت مسلّم به تدريج صحيح‌تر و صادق‌تر شده باشد و به اصطلاح ماترياليستها درجهء حقيقى بودنش بالاتر رفته باشد ، بلكه فرضيه و تجربيات جديد ثابت كرد كه فرضيهء اول را نمىتوان به عنوان « حقيقت » تلقى كرد ، تمام آن را يا بعضى از قسمتهاى آن را بايد كنار گذاشت و البته به تدريج به حسب توالى زمان فرضيه‌ها جامع‌تر و دقيق‌تر مىشود و وجود فرضيهء پيشين براى پيدايش فرضيهء بعد از خودش دخيل است يعنى هر چند دانشمند طبيعى با نيروى حدس خود فرضيه مىسازد اما ترديدى نيست كه سوابق ذهنى وى در تحقق اين حدس دخيل است و على اىّ حال اين مطلب ربطى به « تكامل حقيقت » به اصطلاح فلسفى ندارد .