مرتضى مطهرى
160
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
3 . آيا ممكن است يك چيز هم حقيقت بوده باشد و هم خطا ؟ ( 4 ) . آيا حقيقت موقت است يا دائمى ؟ ( 5 ) . آيا حقيقت قابل تحول و تكامل است ؟ ( 6 ) . چرا حقيقت حاصل از تجربه غير يقينى است ؟ ( 7 ) . آيا حقيقت ، مطلق است يا نسبى ؟ 1 . آيا حقيقت فى الجمله وجود دارد ؟ حقيقى بودن و مطابق با واقع بودن ادراكات انسان ( فى الجمله ) بديهى است ؛ يعنى اينكه « همهء معلومات بشر - على رغم ادعاى ايده آليستها - صد در صد خطا و موهوم نيست » بر همه كس در نهايت وضوح هويداست و احتياج به استدلال ندارد بلكه استدلال بر اين مطلب محال و غير ممكن است . يك سلسله حقايق مسلّمه يا بديهيّات - كه در مقالهء 2 آنها را « فطريّات » ناميديم - در ذهن هر كسى حتى خود سوفسطائيان موجود است و خود آنها نيز در حاقّ ذهن به آنها اعتراف دارند . سوفسطائى واقعى - يعنى كسى كه نسبت به همه چيز مردد يا منكر باشد - يافت نمىشود . سوفسطائيان و ايده آليستها وقوع خطا را از حس و عقل دليل بر مدعاى خود قرار دادهاند و ما در جواب شبههء 2 از مقالهء 2 گفتيم كه خود همين پى بردن به خطا دليل بر اين است كه يك سلسله حقايق مسلّمه در نزد ما هست كه آنها را معيار و مقياس قرار دادهايم و از روى آنها به خطاهايى پى بردهايم و الّا پى بردن به خطا معنى نداشت زيرا با يك غلط نمىتوان غلط ديگرى را تصحيح كرد . غرض از اين بيان تنبيه و توجه دادن هر كس است به فطريات خود نه استدلال و اقامهء برهان بر مدعا ، زيرا همچنانكه دانشمندان گفتهاند اگر كسى منكر جميع اصول و حقايق مسلّمه بشود ( البته به زبان ) استدلال و اقامهء برهان براى محكوم كردن او بى فايده است زيرا هر استدلالى متكى به مقدماتى خواهد بود و آن مقدمات يا خود بى نياز از استدلالاند يا آنكه بالاخره متكى به اصول و مقدماتى خواهند بود كه بىنياز از