مرتضى مطهرى

31

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ولى اگر به كتبى كه مستقيماً نظريهء افلاطون را نقل كرده‌اند مراجعه كنيم ، مىبينيم كه آنچه فلاسفهء اسلامى به نام « مُثُل » آن را اثبات مىكنند با آنچه مورد نظر افلاطون بوده است ، با همهء قرابتها و شباهتها ، تفاوت زياد دارد و حتى آنچه مثلًا شيخ اشراق طرفدار آن است با آنچه ميرداماد به اين نام مىخواند متفاوت است . مسائل مستحدث عمده اين قسم است . ستون فقرات فلسفهء اسلامى را اين مسائل تشكيل مىدهد . برخى از اين مسائل پايه و مبناى اكثر مسائل قرار مىگيرد : مسائل عمدهء وجود يعنى اصالت وجود ، وحدت وجود ، وجود ذهنى ، احكام عدم ، امتناع اعادهء معدوم و همچنين مسألهء جعل ، مناط احتياج شىء به علت ، اعتبارات ماهيت ، معقولات ثانيهء فلسفى ، برخى اقسام تقدم ، اقسام حدوث ، انواع ضرورتها و امتناعها و امكانها ، برخى اقسام وحدت و كثرت ، حركت جوهريه ، تجرد نفوس حيوان ، تجرد برزخى نفس انسان علاوه بر تجرد عقلى ، جسمانية الحدوث و روحانية البقا بودن نفس ، فاعليت بالتسخير ، وحدت نفس و بدن ، نوع تركب ماده و صورت ، وحدت در كثرت قواى نفس ، بازگشت ارتباط معلول به علت به اضافهء اشراقيه ، معاد جسمانى برزخى ، بُعد رابع بودن زمان ، قاعدهء بسيط الحقيقه ، علم بسيط اجمالى بارى در عين كشف تفصيلى . و در منطق : تقسيم علم به تصور و تصديق كه ظاهراً اولين بار توسط فارابى صورت گرفته است ، اعتبارات قضايا ، تقسيم قضيه به خارجيه و ذهنيه و حقيقيه كه از با ارزش‌ترين مسائل منطقى است و اولين بار وسيلهء بوعلى صورت گرفته است ، تكثير موجّهات كه در اثر غور و كنجكاوى در قضيهء مطلقهء ارسطو صورت گرفته است ، مثلًا قضيهء عرفيهء عامه به نقل خواجه نصير الدين طوسى اولين بار وسيلهء فخرالدين رازى عنوان شده است ، و از اين قبيل است تقسيم قياس به اقترانى و استثنائى ، و ديگر اينكه نقيض قضيهء مركبهء جزئيه ، حمليهء مرددة المحمول است بر خلاف نظر قدما كه مىپنداشتند نقيض آن ، منفصلهء مانعة الخلوّ مركّب از دو نقيض دو جزء اصل است ، بيان نوعى ديگر از عكس نقيض غير آنچه معروف است ، تفكيك قضيهء سالبة الطرف از معدولة الطرف . مىدانيم كه برخى خوانندگان از اينكه مثلًا مسألهء « وحدت وجود » يا قاعدهء