مرتضى مطهرى

32

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

« بسيط الحقيقه » « 1 » را جزء مسائل مستحدثه شمرديم تعجب خواهند كرد ، خواهند گفت وحدت وجود مسأله‌اى است قديمى با سابقهء چند هزار ساله در هند و يونان ، و اساساً فكر وحدت وجود از نو افلاطونيان مخصوصاً افلوطين به مسلمين رسيده است . ما اگر بخواهيم دقيقاً وارد اين بحث شويم ، مقاله‌اى مستقل بايد بنگاريم ، اينجا همين قدر مىگوييم اگر بنا باشد سرسرى در مسائل قضاوت شود مطلب همان است كه معترض مىگويد ، ولى اگر عميقاً بخواهيم اين مسأله را تحت مطالعه قرار دهيم مىبينيم وحدتى كه عرفاى مسلمين و سپس فلاسفهء مسلمين در جهان مىديدند و از آن به « وحدت وجود » تعبير مىكردند با وحدتى كه در ساير مكاتب هست و اروپاييان همهء آنها را به نام « وحدت وجود » مىنامند كاملا متفاوت است . مثلًا نظريهء افلوطين كه مدعى است : وجود ، شيئيت ، همه از شؤون مخلوقات و تجليات ذات بارى است و ذات بارى فوق وجود و شيئيت است ، چگونه با نظريهء عرفا و حكماى مسلمين قابل انطباق است كه حقيقت وجود و حقيقت شيئيت را مساوى با ذات حق مىدانند و غير او را « فَىء » مىدانند نه « شىء » ، و « نمود » مىدانند نه « بود » . غرض ما در اين مقاله نگاهى اجمالى به « سير فلسفه در اسلام » بود . تحقيق كافى دربارهء مسائلى كه با اشاره از آنها ياد شد هر كدام مستلزم مقاله و رساله‌اى مستقل است .

--> ( 1 ) . عجيب اين است كه مرحوم دكتر قاسم غنى در كتاب بحثى در تصوف مىگويد : « اول كسى كه جملهء « بسيط الحقيقة كل الاشياء » را ادا كرده است حاجى سبزوارى است » در صورتى كه عين اين تعبير مكرر در كلمات صدرالمتألهين آمده است ، حتى در الهيات بالمعنى الاخص اسفار فصلى با همين عنوان باز كرده است . عرفا از مدتها پيش مطالبى گفته بودند كه مفيد همين معنى بود ، ولى ظاهرا تعبير فوق از صدرالمتألهين است . اين بنده اين تعبير را در كلمات متقدمان بر او نديده است .