مرتضى مطهرى

126

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

به لفظ « كلمه » برمىخوريم ، از ديگرى مىپرسيم كه « كلمه » در اصطلاح منطقيين چيست ؟ او مىگويد : « كلمه » در اصطلاح منطقيين عبارت است از « فعل » در اصطلاح نحويين . بديهى است كه رابطهء لفظ و معنى رابطه‌اى است قراردادى و اصطلاحى ، خواه اصطلاح عام يا اصطلاح خاص . در پاسخ اينچنين سؤالى بايد موارد استعمال را جستجو كرد و يا به كتب لغت مراجعه كرد . اينچنين سؤالى ممكن است پاسخهاى متعدد داشته باشد و همهء آنها هم صحيح باشد ، زيرا ممكن است يك لفظ در عرفهاى مختلف ، معانى مختلف داشته باشد ؛ مثلًا يك لفظ در عرف اهل منطق و فلسفه ممكن است معنى خاص داشته باشد و در عرف اهل ادب معنى ديگرى ؛ همچنانكه لغت « كلمه » در عرف عام و هم در عرف علماى ادب يك معنى دارد ، و در عرف منطقيين معنى ديگرى ؛ يا لغت « قياس » در عرف منطقيين يك معنى دارد و در عرف فقها و اصوليين معنى ديگرى . وقتى يك لفظ در عرف واحد دو معنى يا چند معنى مختلف داشته باشد ، در اين گونه موارد بايد گفت اين لغت در فلان اصطلاح به اين معنى است و در فلان اصطلاح ديگر به فلان معنى ديگر است . پاسخهايى كه به اين گونه سؤالات داده مىشود « تعريف لفظى » ناميده مىشود . ولى گاهى كه از چيستى يك شىء سؤال مىشود ، مورد پرسش معنى لفظ نيست ، بلكه حقيقت معنى است ؛ نمىخواهيم بپرسيم : « معنى اين لفظ چيست ؟ » ، معنى لفظ را مىدانيم ولى حقيقت و كنه معنى بر ما مجهول است ؛ سؤال از حقيقت و كنه معنى است . مثلًا اگر بپرسيم : « انسان چيست ؟ » مقصود اين نيست كه لغت « انسان » براى چه معنى وضع شده است . همه مىدانيم كه لغت « انسان » براى همين موجود خاص دو پاى راست اندام سخنگو وضع شده است ، بلكه سؤال از اين است كه ماهيت و حقيقت انسان چيست ؟ بديهى است كه پاسخ صحيح چنين سؤالى جز يك چيز نمىتواند باشد ؛ يعنى ممكن نيست كه چند پاسخ متعدد همه صحيح باشد . پاسخى كه به اين گونه سؤالات داده مىشود « تعريف حقيقى » خوانده مىشود . تعريف لفظى بر تعريف حقيقى مقدّم است ؛ يعنى اول بايد مفهوم لفظ را مشخص كرد و سپس آن معنى مشخص شده را تعريف حقيقى كرد ، و الّا موجب مغالطه و مشاجره‌هاى بى جا خواهد شد ، زيرا اگر لفظى معانى لغوى يا اصطلاحى متعددى